![]() |
![]() |
|
| سیاسی- اجنماعی |
|
طبق قانون اساسی مردم هر 4 سال یک بار به انتخاب رییس جمهور اقدام می ورزند. قبل از انتخاب هم کاندیداهای ریاست جمهوری میتوانند به تبلیغات و شفاف کردن مواضع خویش بپردازند. آنچه چند سالیست در ایران خودمان باب شده حضور کاندیداها در رسانه فراگیر یعنی تلویزیون است ، تا متعاقبا به گفتگو ، مباحثه و توضیح برنامه های خویش بپردازند. اما امسال اتفاق دیگری افتاد که از جندین منظرقابل بررسی است. - حضور حداکثری مردم در انتخابات که از بی سابقه ترین اتفاقهای تاریخ ایران بعد از انقلاب بود.حضور چند کاندیدا (به قول هاشمی رفسنجانی:4 کاندیدا برای سلیقه های مختلف) این مسئله را به ذهنها متبادر کرد که می توان انتخابی بیش از یک تفکر یا یک گزینه داشت.مردم هم با حضور یک نماینده مشخص از یک طیف ترغیب شدند برای نیامدن یکی حتما به دیگری رای بدهند.آن روزها از هر کس دلیل شرکت در انتخابات را می پرسیدی مسئله اش رییس فعلی بود و اذعان می کرد که همه این سالها اصلا در رای گیری شرکت نمی کرده ودلیل حضورش مخالفت با مواضع دولت فعلی بود.این خودش در انتخابات امسال نمودش را در آرای چند میلیونی نشان داد. - دوستان قطعا بسیار جدی مناظرات را دنبال می کردند. با بیان شدن پشت پرده ها توسط کاندیداها که در تمام این 30 سال شاید مردم از آن کمتر خبر داشتند یا نقل قولی شنیده بودند نه چنین بی پرده تقدس از نظام فروکش کرد..قبلا مهره های نظام از سران درجه اول مخصوصا رهبری از تقدس کاذب میان عوام برخوردار بودند اما آنچه این مناظرات به مردم داد ریختن چنین نگاهی بود که خودش از ارزشهای بزرگ این انتخابات بود. اما با فرض اینکه تقلبی در میان نبوده و 100% آرا هم درست شمارش شده باشد رای 24 میلیونی به جناب احمدی نژاد حاکی از مسایل است که نیاز به تمرین جدی برای رفع خللها دارد. انتخاب چنین فردی از سوی مردم: نشان میدهد که هنوز مردم ایران قدرت ریسک کردن ندارند، هنوز به بلوغ سیاسی و فکری بالایی نرسیده اند که بتوانند بین مسایل اعتقادی و کارکردی تفکیک قایل شوند نشان میدهد هنوز قشر عظیمی از اجتماع ایران ظرفیت و یا آمادگی لازم برای تحول در باورهای غلط د ینی خود را ندارند.و این یعنی نداشتن اعتماد به خود. مردم نمی توانند پرده های ضخیم ی که سالیان سال است علمای دینی ومفسرین اسلام به اشتباه و فقط به خاطر ملاحظات سیاسی در مقابل چشمهایشان افکنده اند را کناربزنند.یا نمی توانند ویا اینکه جرات چنین کاری را ندارند. تمام مردم با باید یکبار دیگر "عقلانیت و توسعه یافتگی" دکتر محمود سریع القلم رو از ابتدا بخوانند. تا افکارمان متحول نشود توسعه یافتگی غیر ممکن خواهد بود. در لوزی انسجام درونی: مشروعیت دارای ابعاد زیر است: انتقاد پذیری جامعه بزرگتر از حکومت تحمل اندیشه های متفاوت اصلاح پذیری اعتماد به نفس حساسیت زمان شکل گیری هیات حاکمه به جای حکام همسویی منافع عموم مردم با منافع هیات حاکمه انسانهای کیفی در کار حکومت و مملکتداری مهمترین تاثیر فکری سقوط "کمو نیسم" تقویت اندیشه بود که پایه توسعه یافتگی ، "توسعه انسانی"است و بدون توسعه انسانی و فرهنگی تولید و ترکیب اقتصادی نه تنها کیفی نخواهد بود ، بلکه هرگونه تولیدی نیز به ناپایداری خواهد انجامید. سیاستمدار باید چندین ویژگی داشته باشد: 1- تاریخ را خوب بشناسد 2- از طبقه متوسط باید باشد 3- باید نزاکت بیانی و ظاهری داشته باشد 4- حل المسایلی فکر کند 5- سیر باشد نه گرسنه 6- به جز سیاستمداری آلترناتیو شغلی دیگر هم داشته باشد 7- خویشتن دار باشد 8- حداقل به دو زبان خارجی آشناباشد و حداقل با مسایل سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بیست کشور مختلف آشناباشد نه اینکه فقط سفر کرده باشد - فهم داشتن با سفر کرده و خرید کردن فرق میکند. حال مسولیت مردم سنگین میشود ما باید ببینیم کجا ایستاده ایم چه میخواهیم وباید برای چشم انداز بیست ساله از کجا شروع کنیم و ابتدا کدام خرابیها را ترمیم نماییم. به فرض اینکه احمدی نژاد به انتخاب 24 میلیونی مردم هم آمده باشد باید به اندازه 24 میلیون نفر به آگاه ساختن پرداخت که با چه تفکری چنین انتخابی کرده اند؟ این منحنی نشان میدهد که افزاایش هرروزه دانشگاهها از اقسام مختلف (آزاد - پیام نور- شبانه فراگیر و...هرگز به رشد فکری مردم کمک نکرده وباید راههای دیگری را برای بیداری مردم برگزید یا آموزش را در فضای آموزش عالی متحول کرد) اگر فرض بگیریم که اصلا تقلبی در میان نبوده انتخاب احمدی نژاد نماینده یک تفکر غالب در کشور است که اگر این تفکر غالب متحول نشود قطعادر منطقه خطر آن میرود که از ترکیه هم عقب بمانیم و هرگز نتوانیم به توسعه یافتگی دستر سی پیدا کنیم. با نگاهی به سیر رشد مالزی کشورهای عضو پاسیفیک حتی چین و هند باید جایگاه حقیقی خود را تعیین کنیم... مشکلات ایران در تمام جهات :اقتصاد بیمار،فرهنگ تقلیدی، دین خرافه پرستی و... مانند سرطانیست که در حال پیشرفت است و اگر مانعش نشویم به زودی تمام لایه های کشور را در برخواهد گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 19:1 توسط اصلاح طلب |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟....(متی ترانا و نراک) ........ به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفته ام حتی "عشق" را التماس دعا _ ایمیل نویسنده free23barg@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
مشروطه لیبرالیسم مدرنیسم امانیسم آزادی متفرقه معرفی کتاب نظریه ولایت فقیه اجتماعی خاطره مقاله سیاسی |
|
RSS
|