![]() |
![]() |
|
| سیاسی- اجنماعی |
|
از کامنتهایی که دوستان مخالف و موافق گذاشتن رو یهم رفته چه نتایجی حاصل میشه؟ من خودم بیش از همه اول اخلاقیات برایم مطرح است.سیاست و انتخابات و...اینها بماند برای وقتی که توانستیم ظرفیت های خودمان را گسترش بدهیم. همیشه یک سوال از دوستان اقتدارگرا داشتم که دوست دارم حتما به آن پاسخ دهند.چرا این طیف از جامعه افرادی عصبی، تند خو، تهاجمی و کمتر اهل مطالعه هستند..بیشتر آنچه میگویند نقل قولی است به قول خودمان پا منبری. بارها در ادعیه و اذکار گفته ایم که ائمه مارا به تقوی الله توصیه می کنند(اوصیکم به تقوی الله...) اما تقوی به چه معناست؟ و کجا معنا میشود؟تقوی یعنی پرهیز کاری(البته صد معنی دیگر هم دارد)..با خشونت میتوان تقوی داشت؟؟ حدیث داریم که کافر خوش رو خیلی بهتر از مومن خشن هست. در این یک جمله بسیار نکته هست که کاش آن را بفهمیم. همین توان تحمل رقیب را داشتن...ظرفیت عظیمی می خواهد که خودش از نکات بارز اخلاقی است.قدرت نقد رقیب را داشتن نه تخریب اینها خودش از فضایل اخلاقیست. اما انتخابات گذشت مثل خیلی از دیگر انتخاباتها .ولی نمی دانم چرا ما می خواهیم همدیگر را محکوم به اشتباه بکنیم. این که شما یک جور فکر میکنی من جور دیگر و دیگری هم به صورت دیگر که خیلی خوب است.وقتی همه ذهنها یک جا جمع شود قطعا میتوان به نتیجه درست تری رسید. این تفاوت اندیشه است نه اشتباه .که دایم همدیگر را به کج فهمی متهم میکنیم. تا به حال چه قدر از این بگو مگو ها کسی اصلاح شده یا در فکر فرو رفته؟ چه قدر از ما وقتی مطلبی برخلاف آنچه می اندیشیم خواند ه ایم و به نکات ریز آن مخصوصا به تفاوت نگاهها اندیشیده ایم؟ اینکه عده ای معتقدند باید قطبی از یک اندیشه واحد بسازند و مانند هجمه ای از اعتراض بر کسی بتازند واقعا چه قدر با عقل و منطق سازگاری دارد. یادم نمیرود پس از ورود میر حسین به انتخابات و هنگاهی که من خطم را مشخص کردم و تصویر تبلیغاتی میرحسین را به جای خاتمی گذاشتم خیلی از دوستان که با ورود میر حسین مخالف بودند مرا آگاهانه و نا آگاهانه مورد بی مهری قرار دادند و دوستی چند مدتیه مجازیمان را رها کردند و رفتند اما خوشحالم که سیاه پوشی ما برای عزای نتیجه انتخابات دوباره قلبهای فسرده و اندوه زده مارا به هم پیوند داد... می توان با افکار متفاوت و اندیشه های غیر هماهنگ هم چنین فضایی را به وجود آورد... منتظر مطالب علمی دقیق و قابل بحث شما هستم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 10:33 توسط اصلاح طلب |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟....(متی ترانا و نراک) ........ به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفته ام حتی "عشق" را التماس دعا _ ایمیل نویسنده free23barg@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
مشروطه لیبرالیسم مدرنیسم امانیسم آزادی متفرقه معرفی کتاب نظریه ولایت فقیه اجتماعی خاطره مقاله سیاسی |
|
RSS
|