![]() |
![]() |
|
| سیاسی- اجنماعی |
|
شما را بخدا ببينيد حرفهائي را که گاهي وقتها از يک افراد در سطح خيلي پايين ميشنويم که مثلا ميگويند من آرزو دارم عروسي پسرم را ببينم ، آرزو دارم عروسي دخترم را ببينم ، به فردي چون حسين بن علي نسبت ميدهند ، آن هم در گرما گرم زدو خورد که مجال نماز خواندن نيست ! و ميگويند حضرت فرمود من در همين جا ميخواهم دخترم را براي پسر برادرم عقد بکنم و يک شکل از عروسي هم که شده است در اينجا راه بيندازم . يکي از چيزهايي که از تعزيه خوانيهاي قديم ما هرگز جدا نميشد عروسي قاسم نو کدخدا ، يعني نو داماد بود ، در صورتي که اين در هيچ کتابي از کتابهاي تاريخي معتبر وجود ندارد . مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان ، سطح فکرشان بالا بيايد و بدانند که اگر روحشان در يک کلمه اهتزاز پيدا کرد ، يعني با روح حسين بن علي هماهنگ شد و در نتيجه اشکي ولو ذرهاي ، از چشمشان بيرون آمد واقعا مقام بزرگي است فراز ي از کتاب حماسه ي حسيني (1)استاد مطهري |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 21:3 توسط اصلاح طلب |
|
|
- تاریخ دو قرن اخیر ایران حاکی از این واقعیت است که ایرانیان چه در سطح مدیریتی و چه در سطح روشنفکری "مشکل تشخیص موقعیت و وضعیت" خود را داشته اند. - ایرانیان هنوز نتوانسته اند دومنبع هویتی(دینی وملی) را به صورت معنا داری تبدیل به یک سیستم مشخص و ثبات فکری بکنند. - در ایران افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم... - ... خلط مبحث نشود. ما ایرانیان بسیار انسانهای مهربان و با محبت و با عاطفه ای هستیم و بعضی مواقع فداکاریهای عجیبی میکنیم اما "عاطفه با صنعتی شدن" دو موضوع مختلف است. - شخصیت فعلی ایران با توسعه مشکل دارد - آدم خوب بودن با توانمند بودن فرق دارد. - اگر ریشه مشکلات قبل از انقلاب را به بیگانگان و امپریالیسم نسبت دهیم مشکلات بعد ار انقلاب را چگونه باید علت یابی کنیم؟! - برای شناخت یک جامعه بایدابتدا سراغ شخصیت افراد آن جامعه رفت : ما ایرانیان: نمیتوانیم با هم کار کنیم، هماهنگ باشیم، همدیگر را قبول کنیم، به هم احترام بگذاریم،تفاوتهای یکدیگر را بپذیریم،یکدیگر را تضعیف نکینیم، به هم گوش دهیم.. نمی توانیم از هم حمایت کنیم، به بهتر از خودمان افتخار کنیم نه آنکه اورا تخریب کنیم، تلقی صحیحی از اجتماع، جامعه و جمع نداریم، جو پذیر هستیم، به راحتی تغییر روش و مرام میدهیم،سریع عکس العمل نشان میدهیم، به کسی که در باند خودمان خودمان است ارج می نهیم، حقوق افراد پیاده در پیاده رو خیابانها را به راحتی نادیده می گیریم، به ملایمترین نقدها عکس العملهای کهکشانی نشان میدهیم، در تعریف کردنهای بی جا هنرمندترین افراد هستیم، مسایل فراوانی را کتمان می کنیم، از قبول واقعیت شانه خالی میکنیم، موفقیت افراد را نادیده می گیریم، خیلی زود عصبانی می شویم، خویشتنداریمان ضعیف است، در خود انتقادی بسیار ضعیف هستیم، سخن خود را دائما تغییر می دهیم، دمدمی مزاج هستیم، خیلی حرف میزنیم و خیلی کم فکر میکنیم، بسیار باهوش و در عین حال کم تدبیر هستیم، قبلا عواقب کارها و حرفهایی که میزنیم نمی سنجیم، خود را بیش از اندازه مهم میدانیم، در قضاوت نسبت به انسانهای دیگر منصف نیستیم، یا زیاد میگوییم یا کم میکنیم، حوصله نداریم برای جواب گرفتن در یک کاری 10 یا 15 سال صبر کنیم، عموما بیرون از خودمان را سرزنش میکنیم، علی رغم ادعاهای عرفانی و معنوئی عجیب به مال و سمت و مقام و موقعیت دنیا علاقمندیم و همه چیز را با هم میخواهیم...... منابع رو در ادامه مطلب ببینید.... نکته: دوستی به نام م.ر کامنت انتقادی دادن.می خواستم بگم: دوست خوب من حرفهاتون رو رد نمیکنم ولی اگر شما واهمه ای از حرفهاتون نداشتین حتما یه آدرسی برای بحث میذاشتین... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:37 توسط اصلاح طلب |
|
|
سلام. با نزدیک شدن به 13 رجب روز ولادت بزرگ عادل تاریخ، بزرگ مرد جاویدان عمل در عرصه ی دین و سیاست، برآن شدم بار دیگر این مطلب را در این قسمت بگذارم. شاید شیوه ی برخورد "علی" با مقتضیات اجتماع الگوی رفتاری ما باشد و بماند در عرصه ی سیاست و اجتماع....
به عقیده ی حضرت علی خداوند انسان را آزاد آفریده و اساس حکومت نیز باید بر همین اصل بنا باشد.آزادی مورد نظر حضرت علی(ع)امتیازی نیست که نخبگان سیاسی به مردم زیر دست خود واگذار کنند. بلکه به عقیده ی امام (ع) آزادی نعمتی است از سوی خدا . ایشان می خواهد عزت نفس و احساس آزادی را به گونه ای در افراد ایجاد کند که هیچکس خود را بنده و زیر دست حکام و نخبگان احساس نکند. آزادی در مسایل مختلف : آزادی در انتخاب: روش حضرت علی این بود که سعی میکرد مردم را از جوانب مختلف یک امر آگاه کند ، تا مردم با شناختی که نسبت بدان پیدا می کنند دست به انتخاب بزنند. اوهمیشه سیاستهای خود را برای آنان تشریح می کردتا مردم با اآگاهی کامل تایید و اظهار نظر نمایند. هنگام عزیمت به صفین یاران عبدالله بن مسعود که در حقانیت حضرت شک داشتند نزد امام آمدندو گفتند: ما با شما رهسپار شده ولی در اردوگاه شما فرود نمی آییم بلکه با برپا کردن اردوگاه جداگانه، در کار شما و شامیان می نگریم ، هرگاه دیدیم یک یاز دوطرف به کار حرام دست زد یا ظلم و گردنکشی از اوسرزدو حقانیت طرف دیگر برما ثابت شدآنگاه بر ضد باطل وارد جنگ می شویم. حضرت علی فرمود: "آفرین برشما خوش آمدید، این همان به کاربردن بصیرت در دین و کاربرد دانش در سنت است.هرکس به چنین پیشنهادی راضی نشود بی شک خائن و ستمگر است.(1) اینگونه برخورد آزاداندیشانه ی امام با مردمش آنهم در خلال جنگ بسیار مهم که سر نوشت یک کشور را رقم میزند ارج نهادن به اراء و نظرات دیگران است. امام پس از آنکه مردم را نصیحت می کرد و راه صواب و ناصواب را به آنها نشان می داد آنها را به تامل ، تفکر وبررسی فرا خوانده و می فرمود: "پس اگر خیری دیدید مرا به آن یار باشید ، و اگر شری دیدید از آن به کنار باشید."(2) آزادی در انتقاد: سیاستهای حضرت از سوی افراد مختلف ، از یاران گرفته تا اعراب بیابانگرد مورد انتقاد واقع می شد (امری کاملا طبیعی)گاهی این اعتراضها حتی با لحن بسیار تند صورت می گرفت که خارج از ادب بود ولی امام هیچگاه ناراحت نمی شدند و با پاسخهای منطقی طرف مقابل را قانع می ساخت.(3) روزی مالک اشتر به علی (ع)اعتراض کرد که چرا فرزندان عباس را به کار گماشته ای.امام ضمن بیان دلایل آن و ایراد پاسخی منطقی فرمود: ".....و آن کسی را بردیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بگوید ودر آنچه میکنی یا گویی – و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد – کمتر یاری ات کند.(4) حتی به فرزندش امام حسن(ع) وصیت می کند که اگر در دین سنت نیاکان خود را نمی توانی بپذیری تو خود درباره ی آن فکر و تحقیق کن و از خدا بخواه ترا در این جستجو هدایت کندتا در ورطه ی شبهات سقوط نکنی(5) این برخوردهای بلند نظرانه موجب می شد مردم در سایه ی اعتماد به نفس به تبادل افکار ارائه ی الگوها و نظریه ها بپردازند...... آزادی افراد و احزاب مخالف: پایبندی حضرت به اصول آزادی ، در مرد مخالفین و حتی دشمنان آن حضرت بدون کوچکترین خدشه ای رعایت می شد.خلفای سابق برخی از بزرگان صحابه را به خاطر ترس فتنه انگیزی همیشه در مدینه زیر نظر داشتند ولی امام (ع) نه تنها این کار را نکرد حتی افرادی را که به فتنه انگیزی آنان مطمئن بود و یقین داشت که دست به توطئه میزنند آزاد گذاشته بود و هیچ برخوردی با آنها نمی کرد. طلحه و زبیر نمونه های بارز این مدعا هستند که هنگام عزیمت به مکه از امام اجازه خواستند امام فرمود: ترجیح میدهم همین جابمانید ،ولی آنان اصرار کردند و گفتند که قصد عمره دارند .حضرت فرمود من که خوب می دانم شما قصد عمره ندارید و با نیت شر خود در صدد فتنه هستید ولی با این حال شما رابه ماندن در مدینه اصرار نمیکنم.(6) احادیث مستند فراوانی وجود دارد که علی بارها قاتل خویش را معرفی کرد . خود ابن ملجم که آن زمان از دوستداران علی بود گفت: اگر چنین است دستور بده تا مرا بکشند ،و اصحاب هم همین پیشنهاد را کردند ولی علی امتناع ورزید و فرمود: احکام دین درمورد اعمال ظاهر است و هنوز از او عمل خلافی سرنزده است.(7) برخی از رفتارها که بسیاری از آنها بسیار زشت و توهین آمیز بود هیچکدام موجب نشد که امام با خشونت با آنها برخورد کرده یا دستور دستگیری یا زندانی کردن فردی را صادر نمایند. بعدها هم که مشکلاتی در بیعت نکردن عده ای به خصوص مواجه شدند فرمودند: " کسی که از روی اطاعت با من بیعت کرد پذیرفتم وکسی که از بیعت کردن با من امتناع ورزید اورا وادار به بیعت نکرده و رهایش ساختم."(8) این بود شیوه ی مرد تک سوار عرب در عرصه ی کشور داری و سیاست که خدا به حق علیش نامید. فهرست مطلب را در ادامه ی مطلب ببینید........
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:43 توسط اصلاح طلب |
|
|
سلام. خوبین؟ مشغول صحبت با تلفن بودم یکی از دوستانم با خنده وارد اتاق شد، کتابی در دستش بود. تلفنم که تمام شد دلیل خنده اش رو ازش پرسیدم. کتابچه رو باز کرد و تیتر اون رو مقابلم گرفت. از اونجا که در جریان هست من چه قدر واله ی شخصیت جناب رییس جمهور هستم کتاب رو تقدیمم کرد. جاتون خالی نزدیک نیم ساعت داشتیم اشعار داخل اون کتابچه رو می خوندیم و می خندیدیم. حالا من اون شعر رو برای شما گذاشتم تا بخونید: "احمدی نژاد" از "الفت" در افق افراخته پرچمی از عشق و جنون ساخته "حاء" تو حمد است میان نماز حج پیاده به زمین حجاز "میم" تو مردانگی است و مرام موج شکن موج فساد و حرام "دال" تو دستان تو در دست عشق دیده تو عاشق و سرمست عشق "یاء" تو یا حضرت مولا مدد یاری مظلوم تا ابد "نون" تو هم نای دل بی قرار نور دل سوختگان ندار "ژاء" تو ژولیدگی ژاله هاست ژرف ترین دید تو از لاله هاست با "الف" دیگرت آسوده ایم یاور تو ما ز ازل بوده ایم "دال" تو درمان دلم یک کلام دولت عشق است علیک السلام
شاعر:حسین مرادی جالبه همین شاعر در کتابش یه شعر دیگه ای داره به نام "کاندیدای اصلح" که در بیت آخرش میگه: کاندیدای خوب ما محبوبه و ولایی که احمدی نژاده مثل شهید رجایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:10 توسط اصلاح طلب |
|
|
سلام. خوبین؟خداروشکر. هفته ی پیش استاد درس نظامهای سیاسی به بحث حکومت دینی شیعه در دوران امروز رسید. ولی به دلیل تمام شدن ساعت کلاس بحث به هفته ی بعدی موکول شد. با اتمام کلاس یکی از دوستانم پیش من آمدو پیشنهاد خیلی خوبی داشت. "که بحث هفته ی بعد رو مادستمون بگیریم و قبل از اومدن به کلاس مطالعه ای پیرامون حکومت در زمان غیبت و.....داشته باشیم".سریع وسایلمان را جمع نموده و به کتابخانه رفتیم.کتابهای زیادی بود از دکتر کدیور ، سروش و....... من کتابهای خوبی را به امانت گرفتم: 1 -جامعه ی مدنی و ایران امروز(نوشته ی عبدالکریم سروش – سعید حجاریان - و.... نویسندگان روشنفکر) 2- آیین شهریاری و دینداری از سروش. قرار بود بحثمان چیز دیگری باشد و اصلا یک چیز دیگری از آب در آمد. خواندن این 2کتاب را به همه ی شما توصیه میکنم. اما در کتای آیین شهریاری و دینداری مجموعه ای از مصاحبه های دکتر سروش راجع به حکومت دینی و.... وجود داد که واقعا تامل برانگیز است. در یکی از مصاحبه ها(روزنامه ی نشاط – مورخ 29/2/78) سوالات خیلی جالبی از دکتر شده که من 2 سوال را با جواب آن انتخاب کردم و برایتان می گذارم.انشا الله خودتان کتاب را به صورت کامل مطالعه بفرمایید. سوال:
- آقای دکتر در دودهه ی اخیر حرکتهای خشونت باری داشتیم (گروه فشار)منظورم گروههایی است که پیش و پس از انقلاب با روشهای خشونت آمیز در پی تحقق اهداف خود هستند ،محافظه کاران هم در مقابل اینها سکوت کرده اند اینها چه ارتباطی با اسلام و مسایل دینی دارد؟ جواب: ...... انقلاب توجیه کننده ی قهرو خشونت است.ما پاره ای از گروهها را دیدیم که چنین توجیهی داشتند. وقتی به گروههای فشار و خشونت گرا انتقاد می شد که چرا شما به قانون عمل نمی کنید می گفتند مگر انقلاب خودش قانونی بوده؟ آنان برای توجیه کارهای نا صواب خود ، از همین منطق و از همین ادبیات استفاده می کردند.در ایامی که پاره ای مصیبتها و فجایع را گروه فشار بر سر ما می آوردند وما به بعضی از مراکز قانونی مراجعه می کردیم و می گفتیم جلوی اینها را بگیرید، می گفتند اینها بچه های جبهه اند.این منطق خیلی جالب بود.اینها دروغ نمی گفتند.از دیدگاه روان شناختی و جامعه شناختی خیلی به هم مربوط است.یعنی کسی که حاضر است راحت کشته شود از همین منظر حاضر است دیگری را هم مورد تعرض قرار دهد. من به یاد دارم که آقای رفسنجانی در یکی از خطبه های نماز جمعه اش، که خود من شنیدم،گله مندانه می گفت که بله پاره ای از روحانیان به مریدانشان یاد داده اند که اگر کسی را قبول ندارید "فتهموا فی دینکم" به او افترا ببندید و تهمت بزنید و می افزود کسانی دارند همین کار را در مورد من میکنند و برای از میان برداشتن و بدنام کردن من افتراهایی پخش می کنند. در جامعه ی دینی خشونت نیز می تواند چهره ی دینی به خودش بگیرد. بگذریم که رفتار خود آقای هاشمی هم قابل انتقاد است.گروههای فشار ، در زمان ریاست جمهوری ایشان سر برآوردند، و ایشان در محاسبات و معادلات سیاسی، با آنان مماشات کرد و به ریشه کن کردنشان نپرداخت. تا جایی که خودش هم از ایشان آُسیب دید...... سوال:
- آقای دکتر، این یکی از همان عواملی نیست که دینی که قرار بود معنویت لطافت و اخلاق بیاورد ، به شدت به چیزی تبدیل کرد که حامل خشونت و شدت شد؟ اما عده ای بعد از دودهه پیدا می شوند که به نام دین و اسلام و حفظ ارزشها می روند و یک عده را می کشند و متاسفانه بعضی دیگر عمل آنان را توجیه می کنند که از آن عمل بدتر است. جواب: در سخنان قبل گفته شد که جان ارزان است.این واقعا نکته ای بسیار اساسی است.فعلا در جامعه ی ما اولا عقیده ، عقیده ی رسمی است(کسی حق اظهار نظر ندارد)، ثانیا عقیده برتر از جان شمرده میشود. دین عرفانی یا نهج البلاغه ای ، قبل از انقلاب جای خود را به دین فقهی و رساله ای داده، شما از این جابه جایی چه انتظاری دارید؟ عده ای گمان میکنند انقلابی باقی ماندن جامعه به بقای روشهای قهر آمیز است، وگمان می کنند آوردن فرهنگ جبهه به صحنه ی جامعه ، مساوی ادامه دادن کشت و کشتار است.اینها دشمن را عوضی گرفته اند.رهبران فکری باید آنان را هشیار کنند که جامعه صحنه ی جنگ نیست ، صحنه ی مسابقه است. ودر مسابقه به رسمیت شناختن رقیب فرض و فریضه است. مشخصات کتاب
تعداد صفحه: 460 نشر: صراط (04 اردیبهشت، 1384) شابک: 964-5633-08-7 قطع کتاب: وزیری وزن: 950 گرم ·
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 8:33 توسط اصلاح طلب |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟....(متی ترانا و نراک) ........ به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفته ام حتی "عشق" را التماس دعا _ ایمیل نویسنده free23barg@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
مشروطه لیبرالیسم مدرنیسم امانیسم آزادی متفرقه معرفی کتاب نظریه ولایت فقیه اجتماعی خاطره مقاله سیاسی |
|
RSS
|