تبليغاتX
...××قانون دانان قانون شکن××.....




















...××قانون دانان قانون شکن××.....

سیاسی- اجنماعی

وقایع اخیر و واکنشهای گروههای مختلف حاکی از عدم خاموشی بیداری مردم است. اما متاسفانه عدم هدایت درست این جنبش مقدس موجب سوء استفاده گروههای بسیاری شده که عدم تفکیک اینها برای تخریب این حرکت تعمدا ازسوی رسانه ایها و هیات حاکمه صورت نمی گیرد.

جالبتر اینکه چندروز قبل از تجمع عاشورا پیامکهای هشدار برای موج سبزیها ارسال می شد و دقیقا از حوادث و ورود زنان "معلوم الحال" درمراسم به عنوان تجمع کنندگان خبر می داد.

اما تصاویر ارسالی هر انسان ساده اندیشی را قانع میکند که این حرکتها و وحشی بازیها نمیتواند کار فرزندان به حق جنبش آزادی و میرحسین باشد.

اما من به نوبه خود ازادامه اعتراضها به هیات حاکمه با این روند مخالفم .چون باید با یک هم اندیشی منطقی برای ادامه به دیگر روشها متوسل شد و از سوی دیگر با عناوینی وارد شد که راه را برای سودجویان بست.با این روند دشمن خارجی هم خوشحال میشود و دستاوردهای انقلاب زیر سوال خواهدرفت.

تاامروز دولتیان نخواستند صدای مردم حق طلب را بشنوند پس آگاهان جنبش سبز باید مسیر دیگری را برای ادامه اعتراض برگزینند.

چراکه دولتیان خوب میدانند برای تخریب چهره یک حرکت چگونه وارد عمل شوند.

نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 0:6 توسط اصلاح طلب| |

سلام.این متن رو یکی از دوستانم در وبلاگ .... فمنیست  (http://doookhtaran.blogfa.com/) خونده بود.بهم زنگ زد و ازم خواست تا منهم اون رو توی وبم بزارم.

اولش که خوندم فکر کردم این موضوع ربطی به وبلاگ من که سیاسیه نداره.ولی بعدش تونستم یه رابطه ی ظریف و عمیق که کمتر کسی متوجه اون میشه بین این مطلب و سیاست برقرار کنم.

حالا بخونیدش بعد قضاوت کنید:

 

                                   

   

                                                   

 

قبل از هر چیز از خودم شروع می کنم ... برخلاف شما پسرا که می تونید تا ساعت 12 یا حالا 10 بیرون از خونه بمونید ولی من حق ندارم پا مو از خونه بیرون بذارم چون دخترم ... هر وقت بخوام برم بیرون باید یا با داداشم برم یا با بابا و مامانم و یا هم با یکی از دختر دایی های بزرگم که پایه باشه (که معمولا هیچکی پایه نیست ) ... حالا شما اینو در نظر داشته باشید که با این وضعیت چه قدرمشکل برام پیش اومده ... اگه بخوام با داداشم از خونه برم بیرون باید انواع و اقسام دستوراتشو گوش کنم تا باهام بیاد بیرون (تازه اگه خیلی بهم لطف کنه ) ... بابام هم که تا بهش می گم بیرون کار دارم ... می گه بعدا الان وقت ندارم ... فقط من می تونم گهگاهی با مامانم پا مو از خونه بیرون بذارم !!!

من کلاس زبان می رم و مامانم منو می رسونه ... بعضی وقت ها هم بابام ... حالا اینجاش جالبه که وقتی با هم دعوامون می شه ... می گن ما واسه تو بیشتر از بقیه زحمت می کشیم ... وقتی می گم چرا ... می گن ما کیو یه روز در میون می برم کلاس ؟! بعد من می گم خب اینکه تقصیر من نیست خودتون نمی ذارید برم بیرون !!! ولی اونا می گن خب این مشکل توهه در هر صورت ما تو رو می بریم !!!

می دونید وقتی بهشون می گم چرا نمی ذارید برم بیرون چی می گن؟ می گن جامعه نا امنه ! حالا شما فرض کنید من فقط می خوام تا سوپر سر کوچمون برم ... خواهش می کنم نگید فقط تو این مشکل و داری چون 90 درصد دوستای من یا 80 درصدشون این مشکل و دارن ...(البته سمانه جزوشون نیست ... اون یه خورده آزادی داره )

یادمه یه وقتی بود می خواستم mp3 بخرم ... پولام رو هم جمع کرده بودم ... هر چی از مامان و بابام خواستم منو ببرن گفتن الان وقت نداریم (توجه داشته باشید که تابستون بود ) ... خلاصه یه 2 ماهی صبر کردم ... ولی اصلا انگار نه انگار ... تا اینکه یه روز آگهی mp4 رو توی روزنامه ی خراسان دیدم ... راستش خیلی ذوق زده شدمو زنگ زدم  به این آگهی و سفارش تلفنیشو که تنها راهه گرفتن mp3 بود،دادم ... ولی 2 ماه نشده خراب شد ... من واسه گارانتیش اقدام کردم ولی یارو گفت اینو از ما نخریدید ...! نمی دونید چه حالی شدم ... هنوز که هنوزه mp4 خرابه و یه گوشه داره خاک می خوره ... خیلی جالبه وقتی می خواستم درستش کنم ... بازم کسی نبود تا اینوببره  درست کنیم ! ... بازم کسی وقت نداشت ... آخرش می دونید چی شد ؟! برادر دوستم برد تا درستش کنه !!!  حالا شما خودتون و با من مقایسه کنید ...

یا مثلا من اگه بخوام توی تابستون کلاس ثبت نام کنم یا باید یه کلاسی برم که نزدیک خونمون باشه ( هر چند بازم یکی باید منو تا اونجا همراهی کنه !!!) یا هم باید با هزار تا اصرار ثبت نام کنم ( که از همه بیشتر جواب می ده ) یا هم مجبورم قید کلاسو بزنم (که سال پیش این اتفاق افتاد )

من اگه بخوام شب خونه ی خالم بمونم تا پیش دختر خالم باشم نمی تونم چون پسر دارن !!! ولی داداشم می مونه و واسه خونوادم اهمیت نداره که اونا یه دختر دارن و با بودن داداشه من اون دختر در عذاب خواهد بود ...

من آدمی هستم که بدجوری عاشق پیاده روی و ورزشم ... ولی هیچ وقت نمی تونم ورزش کنم ... مگه تو حیاطمون که اونم یه جوریه که اگه بخوای پیاده روی کنی همش باید دور خودت بچرخی !!! حالا داداشم چی ؟! اون خیلی وقتا می ره پارک و صبح ها پیاده روی می کنه ...

اون حق داره هر وقت خواست با دوستاش بره سینما و گردش ولی من چی ؟! ( هیچ وقت هم حقه اعتراض ندارم )

اون می تونه واسه من غیرتی (!!!) شه چون پسره ولی من اگه بهش گیر بدم دیگه واویلا ...

دوستای من همه زیر ذره بینن ولی داداشم نه ...

من همیشه مجبورم تو خونه کار کنم و قبول داشته باشم این وظیفمه ولی داداشم نه اون حتی جای خوابشم جمع نمی کنه...

می دونید عقاید من اجازه نمی ده که به دیگران اجازه بدم به من به چشم یه وسیله نگاه کنن که باید توی خونه کار کنم واسه همین از مامان و بابام خواستم وقتی می خوان بهم بگن کار کن حداقل واسه اینکه دلم خوش باشه بگن : لطفا کار کن ... ولی باورتون می شه این حرف واسه بابام چه قدر سخته !!!

هر وقت توی خونه کار نمی کنم می دونین چی می گن ؟! می گن تو توی زندگیه آیندت ضرر می کنی هنوز نرفته خونه ی شوهر برمیگردوننت ما به فکر خودتیمو خوبیتو می خوایم !!! اونا می گن نمی خوایم نفرینمون کنن که دخترت کار بلد نیست !!! جالبه نه ... می تونم قول بدم این اتفاقا واسه یه کدوم از شما پسرا هم نیفتاده باشه ... ولی دخترا نه ... اونا می فهمن من چی می گم ... چون اونا هم این مشکلاتو دارن ... نمی گم همه ولی حداقل 70 در صد شایدم بیشتر توی خونشون همچین مشکلاتی دارن ...

می دونید سر همین قضایا من از ازدواج کردن متنفر شدم ( اشتباه نکنید من بازم می گن با پسرا مشکلی ندارم باز موضع گیری نکنید) ... من احساس می کنم اگه ازدواج نکنم می تونم واسه خودم باشه ... می تونم زندگی کنم ... ولی با ازدواج کردن تبدیل به یه کلفت می شم ...

فکر نکنید بابا و مامانم بداخلاقو متعصبن ... نه اونا خیلی هم خوبن ... خیلی مهربونن و منم خیلی دوسشون دارم و هیچ وقت رو حرفشون ( به جز در موارد فمنیستی !) حرف نمی زنم ... یا حداقل سعی می کنم این جوری باشه ... ولی این مشکلاتی که نوشتم مشکل اکثر دختراست نه فقط من ... حالا این وسط شدت و ضعف وجود داره ... مثلا یکی از دوستام باباش اجازه نمی داد چادر سبک بپوشه ( دقت کنید سبک نه نازک ) اون همیشه سنگین ترین چادرا رو می پوشید و همیشه هم زیر ذره بین بود ... یه روز یکی از داداشاش به مامانش گفت فاطمه داره فرق وا می کنه ! برو بزن تو گوشش تا پررو نشده !( حالا توجه داشته باشید اون توی خونشون داشت موهاشو شونه می کرد ) بعدش مامانش رفت و کلی این فاطمه رو دعوا کرد که رضا چی از تو دیده که این قدر شاکیه !!! در صورتی که این دختر از گلم پاک تر بود ...

من قبلا توی یه شهر کوچیک زندگی می کردم ... و توی مدرسمون چون نمونه بود از روستاهای اطراف هم دانش آموز می گرفت ... این دخترای بیچاره ی روستایی هنوز به سن 15 سال نرسیده به زور عروسشون می کردن ... اونا به یه دختر 18 ساله می گفتن ترشیده ! اعتقادشون این بود دختر ماله مردمه ! پس هرچی زودتر یه نون خوره اضافی رو رد کنیم بهتر ... یکی از دوستای خودم که توی روستا هم بود توی 14 سالگی ازدواج کرد و الان که 16 سالشه حامله است !!!

                                    

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 22:20 توسط اصلاح طلب| |

        

(سلام به همه ی عزیزان.از آنجا که به دلیل انتخابات و مسایل حاشیه ای آن این مقاله 1روز بیشتر برروی سایت نبود،دوباره آن را برای مطالعه ی دوستان میگذارم.)

 

 

 

"جامعه ی امن در گفتار خاتمی"

 

*انسان باید حرف تلخ زدن را به مردم یاد دهد

 وبه تدریج آنها را به شنیدنش عادت دهد.آخر نمی شود ما همه بنشینیم

 و از خودمان تعریف کنیم . ما مرتبا از خودمان تعریف کرد ه ایم .

تمام تاریخ ما ،سراسرش تعریف از خودمان است.

(جمالزاده)

 

تحزب نشان از تکثر دارد.(تحزب:وجود احزاب متفاوت در جامعه) از چند گفتاری و چند نوشتاری بودن متن جامعه خبر میدهد.ازتمایزو تخالف سخن میگوید و بر منشهای گوناگون آدمیان تاکید می ورزد.

 

از لحاظ امنیتی "تحزب" و"تکثر" می توانند هم به شکل "تهدید" وهم به صورت "فرصت " ظهوروبروز پیدا کنند.

 

میتوانند هم تشتت آفرین و بحران زا وهم نشاط آفرین و ثبات زا باشند.

 

در بستر گفتارهای تک گفتار و اقتدار گرا ، که از دیر باز به فضای سیاسی جامعه ی ما سایه افکنده اند ،تحزب جز به تزاحم و تفرق وتشتت اشاره نمی کند.

 

خواهی که عمرتو به جهان صد شود تمام

خواهی اگر به غرفه ی راحت کنی مقام

خواهی اگر امور جهانت شود به کام

خواهی میسرت شود عیش صبح وشام

خواهی که پایدار بمانی علی لدوام

بامردم زمانه سلامی و السلام

                                                                                            (نسیم شمال)

 

در چنین فضایی خاتمی گفتمانی را تقریر میکند که در بستر آن ، وحدت ،وفاق، یکرنگ ویکد ست بودن جامعه تعریف نمیشود.

چرا که چنین جامعه ای مرده و غیر فعال است.(جامعه ی تک گفتار )

 

وجود افراد با اندیشه های مختلف باعث تقویت نظام و انقلاب می شوند.وتحمل رقیب از نشانه های رشدو توسعه معرفی میشود.

 

خاتمی تصریح می کند که:درباره ی اداره ی جامعه ، نظریه های مختلفی وجود دارد و نباید تنها یک قشر را در حکومت بپذیریم بلکه هر کس که چارچوب نظام را پذیرفته باید حق انتخاب و حضور در صحنه را داشته باشد.

 

در گفتمان خاتمی نه تنها تعارض میان امنیت ، کثرت و تخریب وجود ندارد بلکه جامعه ی تک صدایی (تک حزبی) را جامعه ی مستلزم تلاطمات ، آسیب پذیریها و تهدیدهای گوناگون فرض میکند.

دکتر محمد رضا تاجیک

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:35 توسط اصلاح طلب| |

 

... چندروز پیش بحثی با یکی از دوستان داشتم.ایشان مطرح نمودند که زنها نباید در سیاست مداخله بکنند.سیاست وادی خطرناک و بدی برای بانوان است  و شرعا هم  مداخله ی ایشان درست نیست.برآن شدم این چند خط  را  برای رد ادعای این عزیزبنویسم.......

 

آنان که در مکتب اسلام رشد کرده اند در مباحث انسانی جنسیت را مطرح نمی نمایند. چرا که در قرآن حکیم  وسنت پیامبر عظیم و سیره ی ائمه معصومین (علیه السلام) آنچه که مهم بوده شان  کرامت انسانی بوده است نه مذکرو مونث بودن آن ... فَإذا اسْتَئْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأنِهِمْ فَأذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهْمْ اللّهَ ج إنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحیمٌ »
<پس چون برای انجام برخی کارهایشان از تو اجازه گرفتند به هرکس از آنان که خواستی اجازه ده وبرایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده و مهربان است..>اینست نگرش قرآن درباره ی وظیفه ی جمعی از افراد ملت که در آن فرقی بین زن و مرد نیست این آیه اشاره اش به همه ی مومنین است،نه تنها به رجال مومن!

تاریخ زندگی پیامبر عظیم الشان و اهل بیت عصمت و وطهارت نیز همین معنا را تبیین می کند.

در صدر اسلام اگر مردی هست  به نام ابوذر که مبارزات زبانی وعملی اوبرای اسلام عزیزو جامعه ی مسلمین در کتابها ثبت است،زنان بزرگی هم بودند که متاسفانه درباره ی آنها اطلاع رسانی خوبی نشده است!اگر ابوذر با لسان گویای خود علیه مخالفین اسلام می شورد وانحراف آنها را از سیره ی نبوی گوشزد میکند سوده همدانی این بانوی دلیر وفداکار اسلام نیز چنین میکند.اوکه در تشجیع برادرانش در جنگ علی(ع) علیه اومویان شعر می خواند و آنها را تحریک میکرد. پس از شهادت علی شکایت "بسربن ارطاه" یکی از کارگزاران معاویه را به نزد وی میبرد.معاویه اورا می شناسد و در مقام ارعاب او می پرسد "تو همانی هستی که علیه من و سپاهیانم شعر می سرودی؟" او با اقتدار کامل دوباره از علی دفاع کرده و در وصف او چنین می سراید که:" صلوات خدا بر روح کسی که قبر با در بر گرفتن وی عدل را در برگرفتو عدالت را در آغوش کشیدپس از چند جمله که بین این زن و معاویه ردو بدل شد معاویه گفت:" این شجاعت و شهامت را علی در شما زنده کرده است" و عزل کارگزار بیکفایت خود را صادر کرد. بنابراین می بینیم که حضور این زن در مسایل اجتماعی و سیاسی مانند مرد است، این زن نه تنها حق خود بلکه حق جامعه ی خود راهم گرفت.

 
نمونه دیگر چنین زنانی عمه ی رسول خداست که مانند برادرش حمزه ، هم خود ر مسایل اجتماعی و سیاسی شرکت میکرد و هم پسرانش را تشویق به این کار می نمودیا دختر حرث ابن عبد المطلب که درباره اش گفته اند:" «إذا خطبت أعجزت و إذا تکلمت اوجزت ،اگر خطابه ایراد می کرد دیگران را به عجز وادار می کرد واگر سخن میگفت مختصرو موجز بود.

 وی در مجلسی که معاویه و اعوان و انصارش حضور داشتند با کمال شجاعت سخنانی دربارة ظلم او به مردم که شبیه ظلم فرعون و آلش به بنی‌اسرائیل بود گفت. بعد مورد اهانت عمروعاص قرار گرفت. وی جواب کوبنده‌ای به او و مروان- که به حمایت از عمرو برخاسته بود- داد و در نهایت این زن سالخوردة هاشمی نسب بود که با سخنان ارزشمند و برگرفته از آیات الهی و محکوم کردن حکومت طاغوتی معاویه از دربار وی پیروزمندانه خارج گشت . اینها و هزاران زن نمونة ‌دیگر در عرصه‌های سیاسی و عرفان و حدیث هستند که نامشان در حجاب است که اگر عملکرد سیاسی و عرفانی آنان کاملاًَ نوشته و یا گفته می‌شد هم آنها در پرده حجاب شناخت نمی‌ماندند و هم نسل‌های بعدی مانند آنان در صحنه حضور می‌یافتند.

گرچه نام برخی از زنان تأثیرگذار در صدر اسلام را مرور کردیم اما این بدان معنا نیست که ما از ذکر نام سرور بانوان عالمیان حضرت صدیقه کبری و دخترش زهرای صغری سلام‌الله‌علیهما بی‌نیاز باشیم. حضرت فاطمه‌ای که اول شهید راه ولایت است و دخترش زینبی که به تبع مادر در راستای ولایت برادرش پابه‌پای حسین(ع) در برابر طاغوت زمانش ایستاد و بزرگترین نمایش حضور و ظهور زن در عرصه سیاست را عرضه کرد و طومار سیاست اموری را در هم پیچید.

هرگاه دختران در آسمان تعالیم اسلام از پرتو نور درخشان مکتب تشیع برای خود نوری برگرفتند یقیناً مادرانی فرهیخته، در دامان خود فرزندان شجاع تحویل جامعه می‌دهند. آن وقت است که هیچ دشمنی از دشمنان اسلام جرأت و جسارت رویارویی با اسلام و فرزندانش را نخواهد داشت. پس اگر نظامی و حکومتی بخواهد چشم‌انداز زیبا و محکمی برای خود ترسیم کند بهتر آن است که بخشی از بودجة خود را صرف تعالی افکار دختران امروز کند تا فردا هم زنان آن سرزمین و هم مردان آن سرزمین را با هم در کف قدرت خود داشته باشد و آن لزوماً سرمایه‌گذاری مالی نیست بلکه فرهنگ‌سازی در این حوزه است که اگر تحت لوای اسلام ناب محمدی باشد به سرعت و صحیح رو به جلو پیش خواهد رفت.

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 16:37 توسط اصلاح طلب| |

 

 

"اطلاعيه"

 

 

متاسفانه بعضي ازايادي منافق ، حسود و از خدا بي خبر

 

 براي اختلاف افكني و مغشوش كردن وضعيت داخلي

 

 با توجه به انتخابات در فضاي مجازي  اقدام به تهديد

 

وبلاگ هاي سياسي(اصلاح طلب) كرده اند. من كه ميدانم دست

 

 منافقين خارج از ايران در اين موضوع در كار است

 

 ومي دانم كه هيچوقت يك هموطن ايراني حتي با جناح مخالف

 

  اقدام به چنين كار مفتضحانه اي نخواهد كرد اين را

 

 هم به خوبي ميدانم اينهايي كه دوستان سیاسی را تهديد كرده اند به

 

هك و... فقط ميخواهند اینها رانسبت به دوستان

 

 هموطن خویش تحريك كنندتامردم را نسبت به  انتخابات ایران

  

بدبین کنند.   شما انسانهاي بي شعورو نفهمي هستيد

 

كه فكر ميكنيد ميتوانيد با نزديك شدن انتخابات فضاي سياسي ايران

 

 را به هم بريزيد وبراي تحريك ما نسبت به دوستان وبلاگ نويس

 

 مذهبي وسياسي در هر جناحي از آنها مايه مي گذاريد، كه ... 

 

دوستان خوبم:

 

آگاه باشيد

 

ايران ما مظلوم است. ما به راحتي اين انقلاب را به

 

 دست نياورده ايم كه با اين بادها بلرزيم خواهش ميكنم انتخابات

 

 را جدي بگيريد و با حضور گرمتان مشت محكمي به دهان

 

 اين از خدا بي خبران بزنيد. بگذاريد بدانند با تبليغات و

 

 تهديدهايشان كه همچون كف روي آب است نميتوانند

 

 ما را از پا در بياورند

 

خون هزاران شهيد گلگون كفن پاسبان

 

 ايران ماست.

 

(متن حاضر با عجله آماده شده.مرا به بزرگواری خویش ببخشید.)

نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 18:23 توسط اصلاح طلب| |

به عقیده ی حضرت علی خداوند انسان را آزاد آفریده و اساس حکومت نیز باید بر همین اصل بنا باشد.آزادی مورد نظر حضرت علی(ع)امتیازی نیست که نخبگان سیاسی به مردم زیر دست خود واگذار کنند. بلکه به عقیده ی امام (ع) آزادی نعمتی است از سوی خدا . ایشان می خواهد عزت نفس و احساس آزادی را به گونه ای در افراد ایجاد کند که هیچکس خود را بنده و زیر دست حکام و نخبگان احساس نکند.

آزادی در مسایل مختلف :

آزادی در انتخاب:

روش حضرت علی این بود که سعی میکرد مردم را از جوانب مختلف یک امر آگاه کند ، تا مردم با شناختی که نسبت بدان پیدا می کنند دست به انتخاب بزنند. اوهمیشه سیاستهای خود را برای آنان تشریح می کردتا مردم با اآگاهی کامل تایید و اظهار نظر نمایند.

هنگام عزیمت به صفین یاران عبدالله بن مسعود که در حقانیت حضرت شک داشتند نزد امام آمدندو گفتند:

ما با شما رهسپار شده ولی در اردوگاه شما فرود نمی آییم بلکه با برپا کردن اردوگاه جداگانه، در کار شما و شامیان می نگریم ، هرگاه دیدیم یک یاز دوطرف به کار حرام دست زد یا ظلم و گردنکشی از اوسرزدو حقانیت طرف دیگر برما ثابت شدآنگاه بر ضد باطل وارد جنگ می شویم.

حضرت علی فرمود:

                         "آفرین برشما خوش آمدید، این همان به کاربردن بصیرت در دین و                    کاربرد دانش در سنت است.هرکس به چنین پیشنهادی راضی نشود بی شک خائن و ستمگر است.(1)

اینگونه برخورد آزاداندیشانه ی امام با مردمش آنهم در خلال جنگ بسیار مهم که سر نوشت یک کشور را رقم میزند ارج نهادن به اراء و نظرات دیگران است.

امام پس از آنکه مردم را نصیحت می کرد و راه صواب و ناصواب را به آنها نشان می داد آنها را به تامل ، تفکر وبررسی فرا خوانده و می فرمود:

                   "پس اگر خیری دیدید مرا به آن یار باشید ، و اگر شری دیدید از آن به کنار    باشید."(2)

 

آزادی در انتقاد:

 

سیاستهای حضرت از سوی افراد مختلف ، از یاران گرفته تا اعراب بیابانگرد مورد انتقاد واقع می شد (امری کاملا طبیعی)گاهی این اعتراضها حتی با لحن بسیار تند صورت می گرفت که خارج از ادب بود ولی امام هیچگاه ناراحت نمی شدند و با پاسخهای منطقی طرف مقابل را قانع می ساخت.(3)

روزی مالک اشتر به علی (ع)اعتراض کرد که چرا فرزندان عباس را به کار گماشته ای.امام ضمن بیان دلایل آن و ایراد پاسخی منطقی فرمود:

                    ".....و آن کسی را بردیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بگوید ودر آنچه میکنی یا گویی – و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد – کمتر یاری ات کند.(4)

حتی به فرزندش  امام حسن(ع) وصیت می کند که اگر در دین سنت نیاکان خود را نمی توانی بپذیری تو خود درباره ی آن فکر و تحقیق کن و از خدا بخواه ترا در این جستجو هدایت کندتا در ورطه ی شبهات سقوط نکنی(5)

 این برخوردهای بلند نظرانه موجب می شد مردم در سایه ی اعتماد به نفس به تبادل افکار ارائه ی الگوها و نظریه ها بپردازند......

 

آزادی افراد و احزاب مخالف:

 

پایبندی حضرت به اصول آزادی ، در مرد مخالفین و حتی دشمنان آن حضرت بدون کوچکترین خدشه ای رعایت می شد.خلفای سابق برخی از بزرگان صحابه را به خاطر ترس فتنه انگیزی همیشه در مدینه زیر نظر داشتند ولی امام (ع) نه تنها این کار را نکرد حتی افرادی را که به فتنه انگیزی آنان مطمئن بود و یقین داشت که دست به توطئه میزنند آزاد گذاشته بود و هیچ برخوردی با آنها نمی کرد.

طلحه و زبیر نمونه های بارز این مدعا هستند که هنگام عزیمت به مکه از امام اجازه خواستند امام فرمود: ترجیح میدهم همین جابمانید ،ولی آنان اصرار کردند و گفتند که قصد عمره دارند .حضرت فرمود من که خوب می دانم شما قصد عمره ندارید و با نیت شر خود در صدد فتنه هستید ولی با این حال شما رابه ماندن در مدینه اصرار نمیکنم.(6)

احادیث مستند فراوانی وجود دارد که علی بارها قاتل خویش را معرفی کرد  . خود ابن ملجم که آن زمان از دوستداران علی بود گفت: اگر چنین است دستور بده تا مرا بکشند ،و اصحاب هم همین پیشنهاد را کردند ولی علی امتناع ورزید و فرمود: احکام دین درمورد اعمال ظاهر است و هنوز از او عمل خلافی سرنزده است.(7)

برخی از رفتارها که بسیاری از آنها بسیار زشت و توهین آمیز بود هیچکدام موجب نشد که امام با خشونت با آنها برخورد کرده یا دستور دستگیری یا زندانی کردن فردی را صادر نمایند.

بعدها هم که مشکلاتی در بیعت نکردن عده ای به خصوص مواجه شدند فرمودند:

                 " کسی که از روی اطاعت با من بیعت کرد پذیرفتم وکسی که از بیعت کردن با من امتناع ورزید اورا وادار به بیعت نکرده و رهایش ساختم."(8)ذکر منابع در ادامه ی مطلب 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:44 توسط اصلاح طلب| |

"بهمن ماه" که می شود دلم میگیرد.....

 

باوجود اینکه بعداز انقلاب به دنیا آمده ام وسالهای مبارزه را ندیده و تجربه نکرده ام ولی نمی دانم چرا ماه بهمن که میرسد سخت تحت تاثیر قرار میگیرم.

بارها آرزو کرده ام که کاش آن لحظات خون وقیام را با تمام وجود احساس می کردم وگاه از خودم می پرسم اگر بودم در کدام جبهه شمشیر می زدم؟؟؟.

هرسال بهمن که میشود برای اینکه بیشتر فضای آن روزها در ذهنم متصورومتجلی شود به "موزه ی عبرت "می روم

و

چه جایی است این موزه ی عبرت........

محلی كه تا واپسین روزهای حكومت پهلوی محبس و شكنجه‌گاه آزادمردان و شیرزنانی بود كه جرمشان تنها وتنها فریاد عدالتخواهی و آزادی و رهایی سرزمین مادری‌شان از زیر یوغ ظلم و ستم حكومت جابر و آلت دست بیگانه بود واکنون نزدیک به دوسال است که به موزه ی عبرت تبدیل شده است..
در همان بدو ورود به موزه، سردی و سنگینی، در بزرگ آهنی، تداعی محلی مخوف را میکند،ووقتی نام پیشین این مکان را به یاد می آوری این خوف نیز فزونی می یابد"کمیته یمشترک ضد خرابکاری".

 

وارد که می شوی سرمای منقبض کننده ای سرتاپای وجودت را در برمیگیرد وانگار این درودیوار سلوها باآدم حرف میزنند.

باورکنید وقتی قدم به اتاق شکنجه گذاشتم اصلاصدای راهنما را نمی شنیدم.فقط صدای فریادها و ناله های زندانیان سیاسی بود که از درو دیوار آن شنیده میشد.صدای مظلومانه ی زنان  ومردان دربندی که جز خدا در جلوی دیدگانشان نبود.آنها که ضربه های سخت شکنجه گران را بر بدنهای زجر کشیده ی خویش پذیرفتند و برای امام و ولایت دعا کردند.

تصاویر زندانیان در طبقه ی همکف باچشمانی منتظر و امیدوار به پیروزی در حال نگریستن بودنداحساس شرمندگی خاصی را در وجودت پدیدار میکرد....

 

ومیدانم روزی اینجا مسلخ قربانیان عاشق میهن  بوده است.روزی قدمگاه آنها که فقط خودشان را ندیدند و آنچه دیدند حبل المتین فردایشان شد..

 

باورم نمی شد روزی شریعتی منادی عزت و آزادی در آن سلول تاریک و کوچک زیر بار شکنجه دست از اعتقادش نکشیده باشد...

سلول مقام معظم رهبری، آیه اله طالقانی..

 

و سیل اشک است که فقط در آن لحظه می تواند احساساتم را به تصویر بکشد ومن........

بهمن که می شود دلم می گیرد..........

 

تصاویری از زندان

 

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:31 توسط اصلاح طلب| |

 

مبارزه با "بدحجابی"؟!؟!

 

             چند روز پیش برای عزیمت به دانشگاه سوار مترو شدم.سالن مترو از ازدحام جمعیت در حال انفجار بود.هوای بیرون بسیار سرد و منم حسابی دیرم شده بود.در افکار خودم غرق بودم که ناخود آگاه متوجه گفتگوی چند تا خانوم شدم که خیلی بلند صحبت می کردنداز بگیروببندهای میدان ونک و ولیعصر...

            یکی از اونها وقتی متوجه نگاه متعجبم شد به سمت من برگشت.

از اوپرسیدم:مگه طرح مبارزه با بدحجابی رو جمع نکردن؟

گفت: نه خانوم. کی گفته ؟! (انگار که خیلی دلش پر باشه ووقتی منو باحجاب دید ، طوریکه همه ی جمعیت به ما نگاه می کردن ادامه داد) دوست صمیمی منو چند روز پیش با دوست پسرش گرفتن با اینکه خیلی هم بد حجاب نبود.تازه یه ماه پیش منو خواهرم رفته بودیم کیش اونجا مامورا مارو گرفتن .سربازه توی ماشین... طوری که خواهرم از اونروز افسردگی گرفته و تحت معالجس.

پرسیدم:آخه مگه میشه؟ سرباز نیروی انتظامی حق چنین رفتار زشتی رو نداره . مگه نذاشتنش بدحجابا رو بگیره اونموقع خودش....(یادم رفته بود که سرباز هم یه مرده و..)

            یکی دیگه جواب داد:چرانمیشه خانوم.ساده ایااا.مگه نشنیدید "سردار رادان" چند روز پیش توی تلوزیون به خاطر برخوردغیر اخلاقی(تجاوز به عنف) چند تا سرباز که تعداد اونا رو خیلی اندک شمرد از مردم عذرخواهی کرد وگفت با سربازان خاطی رفتار میشه...

خانوم فرق امروز با زمان رضا شاه چیه؟ اون حجاب رو از مردم گرفت وکلاه به زنهاداد تا عوض روسری سرکنن امروزبه اجبار میخوان سر زنها چادر بزارن... بابا!ما میخوایم آزادزندگی کنیم.میخوایم راحت باشیم. مگه کسی به شما میگه که چرا حجاب داری؟ چرا اجازه نمیدن هرکس هرجوری دوست داره باشه؟ لااکراه فی الدین یعنی چی؟ و....

(اطرافیان همه به ما نگاه میکردن و منتظر جواب من بودن)..

         به اوچه میگفتم؟ از کجامی گفتم؟ به اوکه فقط از قرآن همان یک آیه ی لااکراه فی الدین رابلد بود ونمی دانست خداوند در آیه ی بعدی می فرماید: قدتبین الرشد من الغی":اجباری در دین نیست،در حالیکه راه درست ار گمراهی شناخته شده"...

        چگونه در آن فرصت کم تعالیم 25ساله ی زندگیه خودم رو که چون دریک خانواده ی مذهبی رشد پیداکرده بودم به اومنتقل می کردم؟ اصلا این کار چه فایده ای داشت؟...

فقط در یک جمله به اوگفتم:

        - من به شماحق میدم وبااین برخوردها شدیدا مخالفم راه مبارزه با بدحجابی این نیست. –

......... این تراژدی باعث شد اونروزهمه ی روز من خراب شود و...........

چرا کسی نیست به این آقایان بگوید بااجبار نمیشود مردم را دیندارکرد.اگر 4سال دوره ی ریاست شما تمام شود وورق برگردد همینها که امروز قهرا لباسی مطابق شان نظام پوشیده اند!!!!!! از امروز بدتر خواهند شد. یااینکه امروز برای دلخوشی شما رعایت میکنند و در خفا به کثافت کاری خود ادامه میدهند.

چرا بارفتارهای غیر عالمانه بدون جهت رفتار ریاکارانه را در مردم رواج می دهید؟

ما که میدانیم شما فقط به دنبال این هستید که بعد رفتنتان نگویند دوره ی ریاست ایشان بدحجابی بیداد میکردو فقط به فکرامروز خودتان و جایگاه خودتان هستید.

چرا باید امروز من مذهبی هم رفتار شما راغیر عالمانه توصیف کنم و به اینها حق بدهم؟

شما بازبان بی زبانی به مردم می گویید سمت دین و تعهدات اعتقادی نروند.شما خودتان بدون اینکه بخواهید موجب دوری مردم از ارزشها هستید.

             میدانید که از هر آنچه مردم را دورکنید به آن حریصتر می شوند.در ترکیه چون مبارزه باحجاب یک قانون است، بانوان ترکی برای  رعایت حجاب ازهم سبقت میگیرند و برعکس این موضوع در ایران ما ....

ایران که شده محل صادرات روانشناس ،حکیم ،فیلسوف و جامعه شناس... چرا در پی ایجاد یک وضعیت فرهنگی بلند مدت نیستید؟

 

******

میدانم روزی که اوبیاید نزدیک است.... شما که نتوانستید مدینه فاضله بسازید...حتما او خواهد توانست...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:23 توسط اصلاح طلب| |

 

 

  نظر اسلام راجع به" آزادی عقیده"چیست؟

 

 

آزادی از حقوق فطری و طبیعی انسان است که خداوند اسلام در وجودآدمی سرشته

 و آن را یکی از رسالتهای انبیاء (ع) قرار داده تا بشر را از اسارت برهانند و قانون بندگی را از بین ببرند.

 

در تعالیم اسلام حقوق و آزادیهای بشر به رسمیت شناخته شده است.آزادی در اسلام یک اصل است.در دیدگاه اسلامی نباید هیچ انسانی را نبا ید با اکراه به دین ملزم ساخت.(لااکراه فی الین قد تبین الرشد من الغی)با استناد به این آیه ی شریفه، روشن میشود که که در مفهوم آزادی، آزادی اجتماع مطرح است.

 

قرآن جهل و نادانی رامانع انتخاب آزادانه ی بشر میداند.لذا همواره انسانها را از تبعیت کورکورانه و پیروی جاهلانه برحذر میدارد.(ولاتقف ما لیس لک به علم).

 

دانشمندان تعریفهای مختلفی از این واژه کرده اندکه همه ی این تعریفها مبتنی برجهان بینی و نوع نگرش آنهابه هستی و انسان بوده است.نظر همه ی آنها در دو تعریف خلاصه میشود: یکی تعریف الحادی و سکولاری از دین و تعریف دیگر تعریف الهی است.

 

براساس تعریف الحادی ، آزادی حق انسان است و آدمی در نوع پوشاک ،خوراک،مسکن عقیده، رفتار و همه ی جنبه های زندگی آزاداست، وبه دیگر بیان آزادی خواهشهای انسان است وانسان بر اساس مجموعه ای از این خواسته ها وتمایلات نفسانی قانونمند شده است و بدون توجه به امرو نهی الهی زندگی میکند.

 

اما براساس تعریف آزادی الهی، آزادی حقی است که خداوند بر انسان مقررکرده است و حد آن مرزهایی است که در قوانین الهی مشخص شده است.به عبارت دیگر آزادی که قرآن آن را نعمت بزرگ خداوند بیان میکند میدان وسیعی است که تفکرو اندیشه و اساسا تمامی استعدادهای آدمی را به رشد می رساند.هیچ یک از فیلسوفهای شرقی و غربی(سقراط، جان استوارت میل،طاماس کارلایل، فیخته، هگل،جان لاک و هرلوسکی)آزادی را مطلق ندانسته اند، بلکه هر کدام با کلماتی مثل اخلاق، قانونمند،...چارچوب دستورات و قوانین مملکتی آن را بیان کرده اند.بنابراین هیچکس تاکنون آزادی را به معنای اینکه انسان آزاداست هرکاری راکه میخواهد انجام دهدو هر شکلی که بخواهد زندگی کندو هر چه می خواهد بگویدو هر کجا میخواهد مسکن بسازدو.... تعریف نکرده است.چون این آزادی با عقل و خرد انسان مغایرت دارد.

 

ائمه (ع) نیز آزادی انسان را مورد توجه قرار داده اندویکی از علل انحطاط مسلمین در بعضی اعصار راخمود و جمود فکری ناشی از عدم وجود آزادی می دانند.

 

اسلام برای رشد و تعالی انسانها برنامه داردو اگر انسان آزاد نباشد نمی تواند رشد کند.طبق آیه ی قرآن خداوند انسان را از شکم مادر بیرون آورد در صورتی که چیزی نمی دانست.

 

آزادی انواعی دارد:آزادی بیان، اندیشه،انتخاب  همسر، شغل ، مسکن،و....تنوع آزادیها به تنوع نیازهای بشر بستگی دارد.چرا که انسان یک بعدی نیست ، بلکه از ابعاد مختلف جسمی و روحی برخوردار است.

 

آزادی قلم

اندیشه ی انسان از طریق قلم و نوشتن به دیگران منتقل میشود. اگر تفکرو اندیشه آزاد است قلم نیز باید در چارچوبشرع و منافع ملی آزاد باشداسلام نه تنها محدود کننده ی این آزادی نیست بلکه مشوق آن نیز میباشد.

 

آزادی اندیشه یک اصل قرآنی بوده برخلاف نظر کسانی که از آن واهمه دارند و به خاطر همین واهمه حتی تعطیلی آن را تجویز میکنند.آزادی عامل تفرقه بین مسلمانان نیست  و نگرانی این افرادمورد بهره برداری حاکمان مستبدقرار گرفته و زمینه های اختناق سیاسی را فراهم میکند.در حالیکه برعکس،آزادی یکی از قویترین عوامل وحدت امت است و ما این حقیقت را در خلال تشریح یکی از ابعاد وحدت اسلامی یعنی وحدت فکری که مهمترین ارکان وحدت است آشکار میکنیم.

 

قرآن قلم را مقدس میشمارد و به آن قسم میخورد.احادیث ما قلم را برتر از خون شهیدان میداند.اما باید حرمت قلم را نگه داشت و از مرزهای منافع و مصلحت ملی فراتر نرفت و عفت و حکمت را مرزبانی کرد.قلمهایی که به دنبال آزادی مطلق هستند هیچ خبری در آن نیست.

 

اسلام، آزادی را حق همه ی مردم میشماردو آن را موجب رشدو تکامل انسانها میداندوحد آن را مرزهای الهی میداند.بدیهی است که این بایدها و نبایدها هرگز مخل آزادی نیست بلکه ضامن و تامین کننده ی آن می باشد.در جامعه  ای که قانون حاکم نیست مردم آن دست خوش هوی هوس و قدرت دیگران خواهند بودو هرج و مرج به وجود خواهد آمدو در اینصورت هیچکس آزاد نیست.

 

وحدت ناشی از نفی آزادی وحدت گورستانی است.اموات از آن نظر که صدایی از آنها برنمی خیزد باهم متحدند اما این وحدت موجد هیچ حرکت و خلاقیتی نیست.

 

 

امام(ره) آزادی غربی را رد میکند،آنرا موجب تباهی و فساد جوانمان میداند.ایشان حدود آزادی را عدم مخالفت با شرع، عفت عمومی، مصالح کشورو مسیر ملت می دانست و وظیفه ی آحاد مردم مسلمان را در برابر آزادیهای غیر شرعی و قانونی بیان کرد و در این خصوص فرمود:باید همه بدانیم که آزادی از شکل غربی آن موجب تباهی و انحراف جوانان ، دختران و پسران ماست و از نظر عقلی محکوم است و تبلیغات و کتب و مجلات و سخنرانیهابرخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و برهمه ی ما و همهی مسلمانان جلوگیری از آن واجب است و اگر چنین نشود همه مسوول هستند.

 

" برادران و خواهران ما امروز آزادند و آزادانه انتقاد مي كنند از دولت. انتقاد مي كنند از هر چيزي كه برخلاف مسيرشان باشد و تقاضا مي كنند مسائل اساسي را ازدولت. اين نهضت شما را آزاد كرد، و از آن بندهايي كه بر ملت بود، و از آن قيد و بندها شما را آزاد كرد... . شما بانوان، بانوان چند سال پيش از اين نيستيد. برادران، برادران چند سال پيش از اين نيستند... اين معناي آزادي است كه اسلام به شما داده است"!

 

...........................................................................................................

         منابع:

    آزادی از دیدگاه امام  خمینی (ره)

صحیفه ی امام _ج8_ ص 384

آزادی اندیشه و بیان – محسن آرمین.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:18 توسط اصلاح طلب| |


Design By : Night Skin