...××قانون دانان قانون شکن××.....
سیاسی- اجنماعی
مردم از دست ستم به ستوه آمده بودند و عدالت می خواستند. مردم در پی آن بودند تا اندکی از فشار استبداد بکاهند و قدرت مطلقه ی خواست مردم، برپایه ی آرمان های ملی یا قانون اساسی که همان حکومت باشد نیز یک راست و بدون میانجی بر پاگردد. تجربه اصلاحات در ایران به "دوران صفوی" باز میگردد. اما تا پیش از مشروطیت اصلاحات عمدتا وابسته به نهاد سلطنت و تابع تمایلات آن بود انقلاب مشروطیت حاصل ائتلاف نیروهای سنتی و نوگرا بود و به همین دلیل نوعی دوگانگی در اهداف و نگرش، آنرا از درون تضعیف کرد. اهداف اصلی انقلاب مشروطه عبارت بودند از: 1- مبارزه با استبداد و تحدید قدرت مطلقه و خودکامه سلطنت 2-ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر و کارآ مد که بتواند تمامیت ارضی و استقلال کشور را در برابر قدرت فزاینده غرب حفظ کرده وموجبات ترقی کشور را فراهم آورد. .درجریان این اندیشه دو تفکر با هم رو به رو بودند: 1- -جریان روشنفکری: که سه مسئله را مطرح کرد: الف: جدایی دین از سیاست ب:تغییر خط،یکی از راههای مد نظر غرب برای اخذ هویت ملل شرق تغییر خط بود. ج:ناسیونالیسم. در راس این روشنفکران میرزا ملکم خان بود. 2- تفکر سنتی: مشروطه باید مشروعه باشد. که در راس آن شیخ فضل الله نوری بود. نوگرایان تحقق این اهداف را در قانون متکی بر اراده مردم، مشروطیت قدرت و پیروی آن از قانون، برابری در برابر قانون، آزادی سیاسی و نوسازی فرهنگی و سیاسی کشور جستجو میکردند. درحالیکه نیروهای سنتی، یعنی مشروعه خواهان، تحقق این اهداف را در مقید شدن سلطنت به شریعت و احیای اسلام میدانستند و نیروهای میانه رو، یعنی اکثریت مشروطه خواهان در پی بازخوانی اسلام و درآمیختن مفاهیم نو و کهنه برآمدند. پروژه مشروطه به دلیل دوگانگی و تناقض های درونی خود، قدرت نیروهای سنتی، کشمکش بین مشروعه و مشروطه خواهان، نهایتا در نهادینه کردن مردم سالاری شکست خورد و نتوانست به اهداف خود جامه عمل بپوشاندبا اینهمه، جنبش مشروطه مرزهای گفتمان سنتی قدرت را به عقب راند و با تغییر ساختار قدرت از« دین – سلطنت » به « دین – سلطنت – مردم»، یعنی با وارد کردن عنصر اراده مردم به ساختار قدرت قدیم، ساختار قدرت را دگرگون کرد. به این ترتیب، انقلاب مشروطیت مرز ایران قدیم و ایران جدید و مقدمه تکوین دولت مدرن مطلقه و نقطه آغاز شکل گیری دولت مدرن در ایران محسوب میشود. جنبش مشروطیت، بر پایه یک اتحاد گسترده بین نیروهای سنتی و نوگرا، استراتژی اصلاحات ایران را از چارچوب تنگ ساختار سنتی قدرت خارج کرد و با هدف قرار دادن ساختار سنتی قدرت، یعنی سلطنت مطلقه و خودکامه که با نهاد دین درهم آمیخته بود افق جدیدی در برابر برنامه اصلاحات ایران گشود تا کشور را از چنگال وابستگی و عقب ماندگی نجات دهد. در روند انقلاب مشروطیت تحولات مهمی در اندیشه سیاسی شیعه در ایران صورت گرفت که عناصر عمده آن عبارتند از** ضرورت وجود قانون و نظارت حقوقی به شرط عدم منافات با شریعت، ** برابری در اجرای قانون، ** تاسیس قوه مقننه ای که اعضای آن از طریق انتخابات تعیین میشوند، ** تفکیک قوای سه گانه، مقید شدن نهاد سلطنت به قانون، ** محدود شدن حضور فقها در زندگی سیاسی جامعه به قضاوت در محاکم شرعی و نظارت بر امر قانون گذاری از طریق عضویت پنج مجتهد جامع الشرایط در مجلس شورا و به رسمیت شناختن حاکمیت ملی در امورعرفی. با صدور فرمان مشروطیت در چهاردهم جمادی الثانی 1285 شمسی و تصویب قانون انتخابات ملی، مجلس شورای ملی تاسیس شد و به این ترتیب نمایندگان مردم حق قانونگذاری یافتند. مفهوم «برابری در برابر قانون» نیز دچار وضع مشابهی بود. "درود بر آزادیخواهانی که بر سر آزادی جان باختند وما امروز مدیون خونشان هستیم."


ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


