...××قانون دانان قانون شکن××.....
سیاسی- اجنماعی
جوزف نای از اندیشمندان معاصر است که نامش با مفهوم "قدرت نرم" پیوند خورده است. تحلیل نای بیش از هر چیز مبتنی بر مفهوم "قدرت نرم" است.
نای از منتقدان قدرت سخت به شمار میرود که به طور ویژه توسط واقعگرایان و نو واقعگرایان به کار برده شده است. او قدرت نرم را توانایی دستیابی به آنچه در پی آن هستید از طریق ترغیب و نه تهدید و اجبار میداند. نای میگوید که از سه طریق می توان به خواستههای خود رسید. شیوه اول رسیدن به خواستهها، تهدید است. که در صورت تاثیر دیپلماسی عمومی قدرت نرم ایجاد میشود. بر اساس رویکرد نای هر چه میزان تأثیرگذاری دیپلماسی عمومی از طریق تلوزیون، رسانه و مبادلات فرهنگی بیشتر باشد، کشور صاحب آن فرهنگ، از قدرت نرم برخوردار خواهند بود. نای میان پذیرش این فرهنگ در کشور مقصد و ایجاد قدرت نرم در کشور مبدا ارتباط کیفی برقرار میکند. به اعتقاد نای تلاشهای صورت گرفته در عرصه دیپلماسی عمومی زمانی میتواند در کشور مبدا به ایجاد قدرت نرم منجر شود که از سوی کشور مبدا به عنوان تبلیغات تلقی نشود. نای معتقد است که دیپلماسی عمومی در دنیای کنونی و در عصر اطلاعات نقش بسیار زیادی را بازی میکند. نای به درستی میگوید که ایده همواره مهم بوده و فرهنگ نیز همواره از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم؟ من به کجا سفر برم؟ من به کجا سفر برم؟ اینبار می خوام از مسئله ای بنویسم که مشترکاتش با سیاست در ظاهر بسیار نیست.اگرچه در ایران همه چیز در انتها به سیاست منتهی می شود. با وجود اینکه دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد رو در دانشگاه تهران خوندم و اکنون در علامه طباطبایی مشغول به تحصیلم اما چون سعی کردم دوستانم را از ساکنان تهران انتخاب کنم، این بود که هیچگاه درین سالها راهم به خوابگاه دانشجویی این سکونتگاه پررمزو راز نیفتاد. اما امسال در کلاس ما دوستان بسیاری ساکن خوابگاه مهدیه علامه طباطبایی هستند .از کلاس بیست نفری فقط دونفر هستیم که در تهران زندگی می کنیم. .به ناچار برای گرفتن یکی از جزوات دیروز توسط بچه های خوابگاه به آنجا دعوت شدم با وجود اینکه اصلا دوست نداشتم مزاحم بچه ها بشم(چون شنیده بودم زندگی خوابگاهی کمی نامرتب و سخته) اما با اصرار زیادی مواجه شدم. خلاصه بعد از کار به سمت خوابگاه رفتم. بلوار کشاورز- تقاطع حجاب ....خوابگاه مهدیه .... بعد از امانت گذاشتن گواهینامه ام در حراست خوابگاه به سمت طبقه اول رفتم. ربابه توی سالن منتظرم بود.با دیدنم کلی ابراز خوشحال کرد.... دلم میخواد جووووونی کنم.... ادامه مطلب....
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
![]()
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


