![]() |
![]() |
|
| سیاسی- اجنماعی |
|
در دیدار ۱۴۰ نماینده مجلس شورای اسلامی
احمدی نژاد: پول نفت باید سر سفره های مردم باشد... * دکتر محمود احمدی نژاد : هدف اصلی من مقابله با رانت خواری و استیلای خوانوادگی بر ثروت کشور است و در صورتی که ریاست جمهوری را بر عهده بگیرم دست مافیای قدرت و قبیله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پای این هدف بگذارم. * ظاهرا من وارد محدوده ممنوعه شده ام و از نظر بعضیها جرم بزرگی مرتکب شده ام که کاندیدای ریاست جمهوری کشته ام و هر کسی که به من رای داده جرم دیگری مرتکب شده(حالا بعد از ۴ سال تازه معلوم شده که شما نباید وارد محدوده ای که ازش چیزی نمیدونستید بشد...) *کسانی که علیه من شایعاتی مثل جداسازی زنان و مردان راساخته اند در گذشته در تهران با تیغ لباس جوانان را پاره می کردند..( به شما هم اجازه نمیدن و گرنه فکر نمیکنم بهتر از این برخورد میکردی...) *معتقدم مردم هم مرزبندی سیاسی موجود را قبول ندارند و در دور دوم انتخابات باز هم همه مرزبندیها را برهم خواهند زد..( این خودش یکی از اصول پایدار جهان سوم هست که متاسفانه شما به این فقر فرهنگی افتخار میکنی..) * من طرفدار سرور و نشاط مردم هستم و معتقدم این نشاط امنیت خاطر مردم هست اما آیا کارگران معلمان کارمندان و دیگر اقشار جامعه امنیت خاطر احتیاج دارند تا شاداب باشند!؟( این یه مرود که تو دوره شما نه تنها به چهره مردم نیومد بلکه از ونها قهر هم کرد...) *خاستگاه وعده کروبی درست بود و ما می توانیم با اعمال روشهای دیگری به صورت ی جلو برویم که بیش از ۵۰ هزار تومان در سفره های مردم ببینیم..(آقا۱ لازم نیست. به خدا مردم ۵۰ هزار تومن رو نمیخوان ولی وضعیت رو به هموه شرایط قبل برگردونی فکر میکنم خیلی بهتر باشه...) * با جوسازی و تهمت مثل تروریست بودن از عرصه بیرون نمیروم... * بعضی ها از سیاست خارجی غولی ساخته اند که گویا فقط افرادی خاص حریف آن هستند حال آنکه به هیچ وجه در شرایط بحرانی نیستیم...( سیاست خارجی و علم روابط بین الملل رو فکر میکنم هیچوقت مطالعه نکردین......) *احمدی نژاد با تکذیب اتهاماتی از جمله دیوار کشیدن در پیاده روها و جداسازی آسانسورها و... که به وی نسبت داده می شود آنها را به بد اخلاقی هی زشت انتخاباتی محکوم کرد... *** نیورک تایمز : احمدی نژاد خواستار تبدیل ایران به کشور نمونه است....***(باشه بهش میگم... ( لطیفه ۲۰۰۹
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 9:27 توسط اصلاح طلب |
|
|
مدرك و دليل نمي خواد، معلومه شعور نداره اونكه توي باغ پسته تخم هندوونه ميكاره قربون خدا برم من! حال همه رو گرفته نمك خالص: زشته. خوشگله: نمك نداره تا حالا نجّار و ديدي، پشت گوشش يه مداده هي مداد شو از اون جا ور ميداره و ميذاره اين نشون ميده كه آدم، وقتي چيزي ور ميداره بايد اون چيزو دوباره زودي سرجاش بذاره تا ميگي سلام عليكم، صحبت از لباس عروسه عزيزم يه ديقه صبركن، نه به داره نه به باره اينكه يك نفر مرتب بزنه تو تخم چشمش بعد شم بلند بگه: آخ. به خدا كه خنده داره شده نامزدت تا حالا، تو زمستون، زير بارون سر گند شو سه ساعت از رو شونت ور نداره؟ واقعاً دلت نمي خواد كلّه شو بتركوني تا ديگه اون كلة پوكشو رو شونههات نذاره؟ شعراي اين جوري گفتن: خيلي خوبه، خيلي ماهه هم سرآينده عزيزه، هم مخاطب سركاره ولي اين جوري نوشتن كار من نيس، كار فيضه بهتره هركي توشعرش حرف خودشو بياره گرچه خيلي وقته ناصر تو طريقت پير طنزه ولي از قديم ميگفتن: هر گلي يه بويي داره شعر من يه خورده لخته، يه جورايي هم زمخته براي اهل سياست، تند و تيزه، خار داره مثل اين شعري كه الآن براتون مي خوام بخونم: يه حكايت سياسي، قصة يه كار زاره حالا كي؟ دقيق يادم نيست، يه روزي خبرنگارا دوره كردن وزرا رو، روبروي يه اداره به وزير نفت گفتن: راسته پول نفتو ميخوان دم خونهها بيارن خيلي جدي گفت: آره اين سه سال گذشت امّا، پول نفتو سال ديگه احمدي نژاد شخصاً دم خونهها ميياره يكي گفت: مشكل مسكن آخه ... گفت: آخه نداره هر كي جاش تو زير زمينه، بالا شو بده اجاره گفت اونم: ماخيلي وقته بالا رو داديم اجاره براي همين وزيرمون توئي اي همه كاره بعدشم وزير مسكن خودشون حاضرن اين جا مگه تو وكيل، وصي شي؟ مگه اون زبون نداره؟ يارو بدجوري پكر شد، شير تو شير نه خر تو خر شد يكي اين گفت يكي اون گفت، هيشكي مي خواس كم نياره وزيره ميگفت من اين يارو بايد بسوزونم فندكش تو جيب من هست، يكي پيت نفت بياره وزراي ديگه گفتن: آقا از شما بعيده حالا يه چيزي پرونده، شغلشه، خبرنگاره يه دفه وزير ارشاد، نعره زد: جناب شاعر برو بيرون از سياست، برو تو شوخي دوباره راستي كيگفته تو شاعر بشي بي اجازة ما؟ كي به تو اجازه داده كه بياي دم اداره؟ بدون حرف اضافه، دُمتو بذار رو كولت برو، تنها راه زنده موندنت فراره تازه شانس آوردي امروز، اژهاي مرخصّيه اگه نه ميداد همين جا يكي دخلتو بياره گفتم اي به چشم آقا! هر چه باشه حضرتتون دست كم هزار تا خشتك بيشتر از ما كردي پاره آره، حق ميگي: سياست نه پدر داره نه مادر اونكه بابا ننه داره به سياستش چه كاره؟ رسيديم به آخر كار، يه پيام بديم به حضار كه نرن بگن كه اينا شعرشون پيام نداره يه پيام پاستوريزه: شهروندي كه تميزه آشغالو ساعت يازده دم خونهش نمي ذاره اينو گفتم تا بدونين، همه چي كشكه و پشمه شاعري فقط يه شغله سادة بياعتباره
"سید عبدالجواد موسوی " |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 22:59 توسط اصلاح طلب |
|
|
سلام.خوبین؟ مدتهاست که کامنتها، حرفها، پستها و ایمیلهایی از دوستان می خونم ومیشنوم که به کلی افکارم رو به هم ریخته. چند وقت پیش تعریفی رو از اصلاحات یا reform همینجا ارائه دادم. ولی چرا برخی دوستان فکر میکنند اصلاحات یعنی نفی هویت، نفی دین، نفی اسلام، .... اصلاحات به قیمت هر چیز.... نه دوست خوب من اشتباه نکن... خیلی از این آدمها که تو ازشون در وبت مطلب میزاری یا برای اومدنشون لینک میگیری و...تو جراید ازشون مطلب میخونی و جز جناح موسوم به اصلاح طلبان یا دوم خرداد هستند رو اگر شما به صورت غیر مستقیم میشناسید بنده خیلیهاشون رو از نزدیک میشناسم... به واقع آدمهای مذهبیی هستند(خب نگاهشان به دین فرق دارد و کاربردی تر است.شاید بتوان گفت مطابق با دنیای امروز) ببین: ما دوحالت دارم: یا تو طرفدار این اشخاص هستی یا طرفدار این تفکر که در اینها تبلور یافته در دو حالت تو یک اشتباه بزرگ داری. اینکه اینها فقط از یک بعد میکنی .آنهم سیاست است وابعاد دیگرشان را نمیبینی.(مثل اشتباه احمدی نژاد که به آمریکا فقط نگاه سیاسی داره.چرا ما مثل چین و ژاپن نباشیم که نگاه اقتصادی به آمریکا بکنیم...!!!) نمیشه با افکار، سلیقه ای برخورد کرد.این همون شهر هرت شخصیتی است. این افراد به زعم تفکر سیاسیشان بسیار متدین هستند.(دین را به عنوان یک امر فردی قبول دارند ولی حسابی به آن پایبند هستند).اونها هم ایام الله ها بین مردم هستند و از عقایدشون فرار نمیکنن. این معنی اصلاحات نیست که تو بی دینی و ضدیت با اسلام رو هم به اون اضافه کردی... دوست خوبی که خودت رو اصلاح طلب میدونی ، میای کامنت دعوت میزاری. زیر لوگوی وبت نوشتی بزرگترین خیانت رو اسلا م به بشریت کرد برات خیلی متاسفم .... چون تو نه اسلام رو شناختی نه خودت رو ... بعضی دوستان وقتی وب من میان ومی ببینن که به مناسبتها پست تسلیت یا تبریک گذاشتم حسابی متعجب میشن گاهی دیگه هم نمیان... چون اینقدر مغزشون کوچیک و درکشون محدود هست که همه چیز رو باهم قاطی کردن.... همه از یک خانم با تفکر اصلاح طلبی توقع دارند که مانتوش بلوز باشه وشلوارش شلوارک و روسری هم نداشته باشه..... در صورتی که مهرهای اصلی اصلاحات چنین نیستند اتفاقا اگر بار اول ببینیشان فکر میکنی با یک بسیجی تمام عیار طرفی. اصلاحات در تفکر هست نه در ظاهر... این بازی کوتوله های سیاسیه. باورکنید اون بالا رفاقت هست(بین مهرهای اصلی) این پایین مخاصمه(بین طرفداران؟) با این دودسته گیها ، اینکه ما هنوز نمیدونیم چی میخوایم ، با کی کار داریم؟ و... مطمئن باشید هیچگاه جبهه اصلاحات به یک هماهنگی نمیرسه. اصولگراهای هر چه هستند حداقل در ظاهر می دونن چی میخوان ولی جریان اصلاحات با این تفکر ممتاز چی؟؟........ یادمه یه بار استادم حرف قشنگی میزد: "فرصت طلبان سال 79 پشت جریان اصلاحات پنهان شدند و موجب تخریب و نابودی این جریان شدند." از اصلاحات غولی ساختند که هر جا دعوی اصلاح طلبیت میشه فکر میکنند با یک ضد دین و اسلام طرفند. چرا اجازه میدیم با تفکر انحرافی این جریان درست و نهضت ساز به مقصد نرسه. به تاریخ نگاه گنین.سراسرش پرهست از این حوادث که انحراف مسیر یک جریان درست و انقلابی موجب نابودی اون جریان شد. کسانی وارد یک جریان شدند ولی به دلیل سواد کم و نا آگاهی کافی، بیشتر به اون جریان ضربه زدند... این میشه که وقتی خاتمی میاد مدتی بعد دیگه کسایی که اصلا دنبال چیز دیگری بودند، وقتی دیدند اونچه اونها میخوان خاتمی انجام نداد شعار دادن:خاتمی تو به ما پشت کردی... این خاتمی نبود که به مردم و دوستدارانش پشت کرد این افرادی بودند که از ابتدا نمیدونستند دنبال چی هستند؟؟!!! کاش بازیچه نشیم......... کاش تو این غوغا سالاری گم نشیم......... کاش از زندگیمون بیهوده نزنیم بعدش کیف و حالش بمونه برای مابقی......... کاش...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:30 توسط اصلاح طلب |
|
|
- تاریخ دو قرن اخیر ایران حاکی از این واقعیت است که ایرانیان چه در سطح مدیریتی و چه در سطح روشنفکری "مشکل تشخیص موقعیت و وضعیت" خود را داشته اند. - ایرانیان هنوز نتوانسته اند دومنبع هویتی(دینی وملی) را به صورت معنا داری تبدیل به یک سیستم مشخص و ثبات فکری بکنند. - در ایران افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم... - ... خلط مبحث نشود. ما ایرانیان بسیار انسانهای مهربان و با محبت و با عاطفه ای هستیم و بعضی مواقع فداکاریهای عجیبی میکنیم اما "عاطفه با صنعتی شدن" دو موضوع مختلف است. - شخصیت فعلی ایران با توسعه مشکل دارد - آدم خوب بودن با توانمند بودن فرق دارد. - اگر ریشه مشکلات قبل از انقلاب را به بیگانگان و امپریالیسم نسبت دهیم مشکلات بعد ار انقلاب را چگونه باید علت یابی کنیم؟! - برای شناخت یک جامعه بایدابتدا سراغ شخصیت افراد آن جامعه رفت : ما ایرانیان: نمیتوانیم با هم کار کنیم، هماهنگ باشیم، همدیگر را قبول کنیم، به هم احترام بگذاریم،تفاوتهای یکدیگر را بپذیریم،یکدیگر را تضعیف نکینیم، به هم گوش دهیم.. نمی توانیم از هم حمایت کنیم، به بهتر از خودمان افتخار کنیم نه آنکه اورا تخریب کنیم، تلقی صحیحی از اجتماع، جامعه و جمع نداریم، جو پذیر هستیم، به راحتی تغییر روش و مرام میدهیم،سریع عکس العمل نشان میدهیم، به کسی که در باند خودمان خودمان است ارج می نهیم، حقوق افراد پیاده در پیاده رو خیابانها را به راحتی نادیده می گیریم، به ملایمترین نقدها عکس العملهای کهکشانی نشان میدهیم، در تعریف کردنهای بی جا هنرمندترین افراد هستیم، مسایل فراوانی را کتمان می کنیم، از قبول واقعیت شانه خالی میکنیم، موفقیت افراد را نادیده می گیریم، خیلی زود عصبانی می شویم، خویشتنداریمان ضعیف است، در خود انتقادی بسیار ضعیف هستیم، سخن خود را دائما تغییر می دهیم، دمدمی مزاج هستیم، خیلی حرف میزنیم و خیلی کم فکر میکنیم، بسیار باهوش و در عین حال کم تدبیر هستیم، قبلا عواقب کارها و حرفهایی که میزنیم نمی سنجیم، خود را بیش از اندازه مهم میدانیم، در قضاوت نسبت به انسانهای دیگر منصف نیستیم، یا زیاد میگوییم یا کم میکنیم، حوصله نداریم برای جواب گرفتن در یک کاری 10 یا 15 سال صبر کنیم، عموما بیرون از خودمان را سرزنش میکنیم، علی رغم ادعاهای عرفانی و معنوئی عجیب به مال و سمت و مقام و موقعیت دنیا علاقمندیم و همه چیز را با هم میخواهیم...... منابع رو در ادامه مطلب ببینید.... نکته: دوستی به نام م.ر کامنت انتقادی دادن.می خواستم بگم: دوست خوب من حرفهاتون رو رد نمیکنم ولی اگر شما واهمه ای از حرفهاتون نداشتین حتما یه آدرسی برای بحث میذاشتین... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:37 توسط اصلاح طلب |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟....(متی ترانا و نراک) ........ به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفته ام حتی "عشق" را التماس دعا _ ایمیل نویسنده free23barg@yahoo.com |
| آرشیو موضوعی |
|
مشروطه لیبرالیسم مدرنیسم امانیسم آزادی متفرقه معرفی کتاب نظریه ولایت فقیه اجتماعی خاطره مقاله سیاسی |
|
RSS
|