تبليغاتX
...××قانون دانان قانون شکن××.....




















...××قانون دانان قانون شکن××.....

سیاسی- اجنماعی

یادش بخیر.

سال 82 با جمعی از دانشجویان(جمع هزار نفری) به پنجمین دوره ی اردوی کوثر در نیشابور رفتیم.

(اردوهای هر ساله ی دانشگاه تهران که به کمک نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار می شود.به مدت 10 روز.که جنبه ی آموزشی و علمی دارد.)

 

مااز فعالان در کانون هنر و ادبیات بودیم.هر شب  ساعت 10 شب - بعد از شام - برای دانشجویان برنامه داشتیم.یک شب مسابقه ای طرح کردیم.

 

گفته بودیم با کلمه های:باقالی پلو- تیرچه بلوک – آفتابه- شمع- شقایق  یک مطلب بنویسند.

 

در انتخاب این کلمه ها  هیچ پیش زمینه ای نداشتیم.هر کس کلمه ای به ذهنش رسید ، گفت.

یادم است دانشجوی  خوش فکری که برنده ی مسابقه هم شد به نام منا غلامی از دانشکده ی علوم اجتماعی چنین نوشت:

 

 

(وقتی می خواست برای اولین بار خودشو نامزد نمایندگی مجلس بکنه هنوز نمی دونست "با قالی پلو " رو با <غ> می نویسن یا با  <ق> .

 

وقتی می خواست برای نماینده شدن تبلیغ کنه ، تمام فعالیتهاشو در یک اتاقک" تیرچه بلوکی" انجام میداد تا مردم به ساده زیستی او شک نکنن.

 

وقتی می خواست برای اولین بار پشت تریبون بره  تا وعده و وعید بده ، وانمود کرد که می دونه"تا شقایق هست زندگی باید کرد" .

 

اون قول داده بود برای تجدد طلبی هم که شده نسل  آفتابه ها رو براندازه و برای پیشرفت کشور هم که شده همه جا دستشویی فرنگی ایجاد کنه.

 

ولی روزی که او نماینده شد ، مردم هر شب  وقتی برق می رفت زیر نور شمع به حماقت خودشون می خندیدن........)

 

 

 

 

(با اجازتون مدتی نیستم.دلم برای همتون تنگ میشه.ببخشید فرصت خداحافظی نبود........)

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 23:38 توسط اصلاح طلب|

سلام.

خوبین؟

مشغول صحبت با تلفن بودم یکی از دوستانم با خنده وارد اتاق شد، کتابی در دستش بود.

تلفنم که تمام شد دلیل خنده اش رو ازش پرسیدم.

کتابچه  رو باز کرد و تیتر اون رو مقابلم گرفت.

از اونجا که در جریان هست من چه قدر واله ی شخصیت جناب رییس جمهور هستم کتاب رو تقدیمم  کرد.

جاتون خالی نزدیک نیم ساعت داشتیم اشعار داخل اون کتابچه رو می خوندیم و می خندیدیم.

حالا من اون شعر رو برای شما گذاشتم تا بخونید:

 

"احمدی نژاد"

 

از "الفت" در افق افراخته

پرچمی از عشق و جنون ساخته

 

"حاء" تو حمد است میان نماز

حج پیاده به زمین حجاز

 

"میم" تو مردانگی است و مرام

موج شکن موج فساد و حرام

 

"دال" تو دستان تو در دست عشق

دیده تو عاشق و سرمست عشق

 

"یاء" تو یا حضرت مولا مدد

یاری مظلوم تا ابد

 

"نون" تو هم نای دل بی قرار

نور دل سوختگان ندار

 

"ژاء" تو ژولیدگی ژاله   هاست

ژرف ترین دید تو از لاله هاست

 

با "الف" دیگرت آسوده ایم

یاور تو ما ز ازل  بوده ایم

 

"دال" تو درمان دلم یک کلام

دولت عشق است علیک السلام

 

                                  شاعر:حسین مرادی

 

 

جالبه همین شاعر در کتابش یه شعر دیگه ای داره به نام "کاندیدای اصلح"

که در  بیت آخرش میگه:

 

 

کاندیدای خوب ما محبوبه و ولایی

که احمدی نژاده مثل شهید رجایی

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 18:10 توسط اصلاح طلب| |

 

 

قسمتی ازخطبه ی حضرت زهرا (س)

 

حضرت زهرابه همراهِ ياران در جمع مهاجران وانصار وارد شده نشست؛

آنگاه ناله اي جانسوزكرده مجلس گريان ومتشنج شد،

چون آرام گرفتند،آن حضرت شروع به سخن کردند:

سپاس خداي رابرنعمت هايش

شكر خدای رابرانديشه های نيکوکه به ماالهام نمود

و ستايش خدای را به خاطرِ نعمت هايي كه بدون درخواست كسي ارزانی داشته

و حمد و ثنا، خدای را به تمام منت هايش كه از شمارافزون است و جبرانِ آن از توان بيرون

 و نهايتش از درك بشر به دور.

خدای بندگانش، فرا خوانده تابه شكر اندر نعمتش بيفزايد.

و در برابر وفورِ نعمت ها شکرگزاری خواسته است.

آری! گواهي ميدهم: خدايي جز الله نيست، تنهاو بی شريك.

ثمره توحيد، اخلاص و دل يکتاکردن است.

 که بدان، فكرها نوراني كرده است.

 خدايي كه ديدگان به رؤيت و زبان هاقادر به توصيف او نيستند،

وچگونگي اودرواهمه هانگُنجد.

اشياء را ابداع كرده بدونِ نمونه ای از قبل،

و خود نيازی به ساختِ آن نداشته

مگر، براي آشکار کردنِ حكمتش

 و هشياری شما بر اطاعتش

 و  ظاهر و بارز کردنِ قدرتش

براي ايجاد بندگی در آفريده ها،

و نيز براي تقويت و تثبيت دعوتش

آنگاه، خدای پاداش براطاعت و کيفر بر نافرمانی نهاد.

تا بندگانش از كارهای زشت بازداشته به بهشت رهسپار کند.

گواهي ميدهم: پدرم، محمد(ص)بنده ی خدای و فرستاده اوست .

خدای، پيامبررا پيش از رسالت، برگزيد.

نام آن بزرگوار، ذكر كرد،

تا امر خود تمام كرده حكمِ ازلی بگستراند.

و مقدرات حتمي خود اجرا نمايد.

اما امت ها فرقه فرقه در دين شان

 بر آتش

عبادتگرِ بت هاشان

به رغمِ شناخت خدای، انكار ميكردند.

و خدای به وسيله پدرم محمد، تاريکی های امت به نور زدوده

مبهمات از دل ها سِتُرد.

پوشش ها از چشم هاشان كنار زده

به هدايت مردم برخاست

آنان را از گمراهي و كوردلي رهايي بخشيد.

و به دين استوار، هدايتشان كرده به راه پايداری دعوت نمود

آنگاه او را به مِهر و رغبت به سوي خود برد،

و محمد از رنج هاي اين دنيا راحت شد.

درود خدای بر پدرم، پيامبر، امين وحي و برگزيده اش.

آنگاه حضرت رو به حاضران فرمودند:

شما اي بندگان خدای! مخاطبانِ امر و نهي او حاملان دين و وحيش امينانِ خدای بر خود، پيام رسانانِ دين

 خدای به امت ها

شما! که اين مقام ها را حق خود می دانيد.

خدای در ميان شما يادگاري نهاده؛

  كتابِ گويای خدای (امامت)

 و قرآنِ صادق، آن نورِ فراگير

 و روشنايي رخشان؛

  بينش هايش واضح

  اسرارش قابل کشف و فهم

  پديده هايش آشكار

 پيروانش مورد حسرت

  پيروي آن به رضوان و بهشتِ خدای راهبر

  گوش فرا دادنِ دقيق و عميقش، سبب نجات

 در پرتو آن، دست رسی به حجت هاي نوراني خدای ميسر

 مشخص واجبات و بازدارنده محرماتش

 و دليل هاي جلوه گر و برهان هاي كافيش

 و نيز مستحبات، مباحات و قانو ن های نوشته شده اش. از جمله؛

1 - ايمان به خدای و نماز:

 خدای شناخت، باور و ايمان را بازدارنده شمااز شرك

 و نماز را پاک کننده شما ازكِبر

2 - زكات :

  وزكات را پاكی نفس ازآلودگي وتوسعه ی روزي

3 - روزه :

  و روزه را،تثبيت اخلاص و دل يکتا کردن

4 - حج :

  و حج را، استحكام دين

5 - عدالت :

 و عدالت را، مايه پيوند دل ها

6 - امامت اهل بيت ع:

  و اطاعت ما را براي سازمان يافتنِ اجتماع

   و امامت ما را مانعِ تفرقه

7 - جهاد و صبر:

 و جهاد را سبب عزت اسلام و ذلت كافران و منافقان

  و شکيبايي را سببِ اجر و پاداش قرار داد.

8 - امر به معروف :

  و امربه معروف (نظارتِ اجتماعی) را،اصلاح اجتماع

9 - احسان به والدين و صله ارحام :

 و نيكي به پدر و مادر را،   مصونيت از غضبِ خود 

و ارتباطِ با خويشاوندان را موجب افزايشِ عمر و تعداد داد.                                                                                         

10 - قصاص :

 و قصاص را، حفظِ انسان

11 - وفاء به نذر:

  و وفاي به نذر را سببِ آمرزش

12 - عدالت در معاملات :

  و عدالت در معاملات را، جلو گيری از كم فروشي و رعايتِ حق ديگران

13 - حرمت شراب :

  و نهی شراب را،باز داشتنِ شمااز پليدي ها

14 - حرمت قذف :

  و برحذر داشتنِ شماازنسبت دادن ناروارادوری شمااز لعنت

15 - حرمت سرقت :

  و نهي از دزدي را،پاکی وعفتِ دست قرار داد.

16 - حرمت شرك :

و نهی از شرك را، تا همه بدو دل يکتا كنند.

پس پروای خدايي پيشه کنيد، آن گونه كه او را سِزاست .

و جز به مسلمانی نميريد

وخدای را به امر و نهي اش فرمانبرداری كنيد 

زيرا، تنها بندگانِ دانايش، خشيت و احترامِ او دارند.

 

                                                   ايام فاطميه بهار 87

                                                 ترجمه و تدوین: استاد ارجمند علیرضا عراقی نیا

 

                                        wpa24a97b1_0f.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21:22 توسط اصلاح طلب| |

"خطر تحریف اندیشه های امام جدی است"

 

 

سید حسن خمینی نوه ی بنیانگذار جمهوری اسلامی در دومین نشست کانون زندانیان

سیاسی  قبل از انقلاب نگاه کاریکاتوری به اندیشه های امام را خطرناکترین نوع تحریف دانست

و گفت: این روزها از امام (ره) بسیار سخن گفته می شود اما این خطر وجود دارد  که در برخی

 از این سخنان ، اندیشه شخصیت و نظام فکری امام (ره) به صورت کاریکاتوری توصیف شود.

وی افزود:

تاریخ پر است از این دست تحریفها که امروزه همه  ما را در گیر خودش کرده .

تحریفها یی که ناشی از کاریکاتوری دیدن ادیان و مکاتب است

وی با بیان اینکه تفاوت کاریکاتور و حقیقت  در این است که در کاریکاتور تناسب اجزا به هم ریخته

 و بخش های مختلف تصویر به شکل اغراق آمیزی غیر واقعی میشود تصریح کرد:

یکی از بحرانهایی که برای مکاتب و نحله های مختلف پدید می آِید به هم ریختن تناسب اجزای

 آن و توجه نکردن به شان نزول مسایل است.

مثلا اگر امام (ره) در یک دوره ای خطاب به کسی چیزی گفته اند نمی توان آن را به عنوان قاعده ی

 کلی خارج از شرایط در همه جا به کاربرد.

 .........................................

 

یکی دیگر از حرفهای ناب و تاریخی دوست روشنفکرمان ،عماد افروغ :

 

یکدستی دولت و مجلس را دارای اشکال خواند

"مجلسی که بیش از حد آرم باشد از دوحالت خارج نیست:< یا باید در جامعه نفاق باشد یا در مجلس> و این جمله ی معروف که " وفاق بیش از حد بوی نفاق می دهد....."

 

ایشان در این باره افزودند:من همنوایی دولت و مجلس را به صدا در آمدن ناقوس "اقتدارگرایی"

می دانم.در واقع وقتی هم نوایی باشد نظارت وجود نخواهد داشت..............

 ................................................................

 

انتخاب جالبتری این چند روز رخ داد:

انتخاب برادر لاریجانی به عنوان ریاست مجلس موقت

نکته ی 1: برای داداشمون حداد عادل خیلی ناراحت شدم چون مدعی صندلی ریاست بود و همه جا گفته بود که می خواهد سمتش را حفظ کند و در جایش احساس آرامش می کند.

نکته ی 2: به نظر شما این انتخاب مشکوک به نظر نمی رسد؟ از آنجا که بعد از انتخابات مجلس بحثی میان احمدی نژادو حداد عادل رخ داد چه قدر می تواند در این انتخاب سهیم باشد؟

اگر باشد دیگر "اقتدارگرایی" را به چه نحوی بهتر از این می توان  معنا کرد؟

اگر نباشد الله اعلم......

نکته ی 3: این انتصاباتها تاکی ادامه دارد؟

 

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 17:7 توسط اصلاح طلب| |

 

 تکامل  تئوری ولایت فقیه در اندیشه ی امام خمینی:

 

اصل ادعا: امام از آغاز تا انتها به ولایت فقیه اعتقاد داشته و نه تنها در تفکر ایشان تحولی شکل نگرفته بلکه در انتها به ولایت مطلقه ی فقیه هم  میرسد.

 

مهمترین عامل تکامل یک نظریه عبارتست از تعامل و عمل

با این شاخصه ها اگر انقلاب اسلامی رخ نمی داد نظریه ولایت فقیه در حد نظریه "ملا احمد نراقی"  باقی می ماند.

(در زمان نراقی در حد تئوری ماند و عملی نشد)

وقتی جمهوری اسلامی شکل گرفت با  مشکلات عدیده ای رو به رو شد.

 

چون هدف عمل طبق شریعت بود.و مشکل اساسی که به وجود آمد همان برخورد قانون با شریعت بود.

برای فهم ساده 2نمونه مثال می آورم:

 

1-    چند وقتی که از تاسیس دولت گذشت سوالی مطرح شد:آیا دولت حق دارد در قبال خدماتی که به مردم می دهد پول دریافت کند؟ از طرفی فقه اخذ پول از مردم را در قبال خدمات رد میکند.(یعنی حکومت اسلامی بدون اخذ  چیزی باید به خدمات رسانی به مسلمین بپردازد)ولی این مسئله تبدیل به قانون گشته بود و در تناقض با فقه بود.

2-     در قانون کار :کارفرما به جز حقوقی که به کارمند یا کارگر خویش میدهد باید اورا بیمه ومشمول حق بازنشستگی و..اینها بکند و این تبدیل به قانون شد.در صورتی که این قانون با برداشت فقهی اختلاف داشت.چون حکم شرعی برای کارفرما این است که در مقابل ساعات کاری به کارمند و کارگر خویش پولی بدهد نه بیشتر.

 اینجا بود که امام  به عنوان یک زمامدار دوپاسخ فقهی به این مسئله می دهد:

 

1-    از آن به احکام ثانویه یاد می شود:( مجلس یا شورای نگهبان می توانند قانونی وضع کنند که ولو مغایر با حکم اولیه باشد)معیار حکم ثانویه "اضطرار بود"._ولی خوب این حکم تا حدی مشکلات را حل کرد ولی به کل پاسخگوی  نبود_

2-    از آن به احکام حکومتی یاد می شود:اگر قانونی وضع شود اضطرار نداشته باشد و مغایر به شریعت باشد تنها در یک صورت اعتبار دارد آن وقتی است که در جرگه ی احکام حکومتی باشد.معیار آن "مصلحت "است.

 با طرح مصلحت در احکام حکومتی اینجا نظریه ولایت فقیه مطرح شد.امام اینجا می گوید که ولایت فقیهی که من گفتم  مطلقه هست.مصلحت را ولایت فقیه تشخیص میدهد:

 شاخصه های مصلحت:

1- مصلحت اسلام

2- مصلحت مسلمین

3- مصلحت کشور اسلامی

 اما دوباره بعضیها موردی را مطرح کردند که احکام حکومتی و ثانویه را زیر سوال میبرد:

ولایت مطلقه ی فقیه را در چارچوب ضوابط شرعی مطرح کردند.

 

دوباره از امام سوال شد: در چه صورتی فقیه ولایت دارد؟آیا نظر مردم در تشکیل حکومت لازم است؟ 

جواب امام: در جمیع صور ولایت دارد لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت اسلامی بستگی دارد به آراء اکثریت مردم، که در صدر اسلام از آن به بیعت یاد شده است و........

 یعنی:ولایت مشروعیت الهی دارد(چه مردم بخواهند چه نخواهند)   ولی(موکد) باید مجوز حکومت از طرف مردم باشد.به این معنا که اگر مردم مجوز ندهند او حق تشکیل حکومت را ندارد.

 مثل بیعت در صدر اسلام:وقتی امام علی یا سایر امامان می خواستند رسما حکومت جامعه ی مسلمین را به عهده بگیرند به بیعت با آنها می پرداختند در حقیقت مجوز حکومت را از مردم کسب میکردند.

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 18:59 توسط اصلاح طلب| |


Design By : Night Skin