تبليغاتX
...××قانون دانان قانون شکن××.....
سیاسی- اجنماعی

به عقیده ی حضرت علی خداوند انسان را آزاد آفریده و اساس حکومت نیز باید بر همین اصل بنا باشد.آزادی مورد نظر حضرت علی(ع)امتیازی نیست که نخبگان سیاسی به مردم زیر دست خود واگذار کنند. بلکه به عقیده ی امام (ع) آزادی نعمتی است از سوی خدا . ایشان می خواهد عزت نفس و احساس آزادی را به گونه ای در افراد ایجاد کند که هیچکس خود را بنده و زیر دست حکام و نخبگان احساس نکند.

آزادی در مسایل مختلف :

آزادی در انتخاب:

روش حضرت علی این بود که سعی میکرد مردم را از جوانب مختلف یک امر آگاه کند ، تا مردم با شناختی که نسبت بدان پیدا می کنند دست به انتخاب بزنند. اوهمیشه سیاستهای خود را برای آنان تشریح می کردتا مردم با اآگاهی کامل تایید و اظهار نظر نمایند.

هنگام عزیمت به صفین یاران عبدالله بن مسعود که در حقانیت حضرت شک داشتند نزد امام آمدندو گفتند:

ما با شما رهسپار شده ولی در اردوگاه شما فرود نمی آییم بلکه با برپا کردن اردوگاه جداگانه، در کار شما و شامیان می نگریم ، هرگاه دیدیم یک یاز دوطرف به کار حرام دست زد یا ظلم و گردنکشی از اوسرزدو حقانیت طرف دیگر برما ثابت شدآنگاه بر ضد باطل وارد جنگ می شویم.

حضرت علی فرمود:

                         "آفرین برشما خوش آمدید، این همان به کاربردن بصیرت در دین و                    کاربرد دانش در سنت است.هرکس به چنین پیشنهادی راضی نشود بی شک خائن و ستمگر است.(1)

اینگونه برخورد آزاداندیشانه ی امام با مردمش آنهم در خلال جنگ بسیار مهم که سر نوشت یک کشور را رقم میزند ارج نهادن به اراء و نظرات دیگران است.

امام پس از آنکه مردم را نصیحت می کرد و راه صواب و ناصواب را به آنها نشان می داد آنها را به تامل ، تفکر وبررسی فرا خوانده و می فرمود:

                   "پس اگر خیری دیدید مرا به آن یار باشید ، و اگر شری دیدید از آن به کنار    باشید."(2)

 

آزادی در انتقاد:

 

سیاستهای حضرت از سوی افراد مختلف ، از یاران گرفته تا اعراب بیابانگرد مورد انتقاد واقع می شد (امری کاملا طبیعی)گاهی این اعتراضها حتی با لحن بسیار تند صورت می گرفت که خارج از ادب بود ولی امام هیچگاه ناراحت نمی شدند و با پاسخهای منطقی طرف مقابل را قانع می ساخت.(3)

روزی مالک اشتر به علی (ع)اعتراض کرد که چرا فرزندان عباس را به کار گماشته ای.امام ضمن بیان دلایل آن و ایراد پاسخی منطقی فرمود:

                    ".....و آن کسی را بردیگران برگزین که سخن تلخ حق را به تو بگوید ودر آنچه میکنی یا گویی – و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد – کمتر یاری ات کند.(4)

حتی به فرزندش  امام حسن(ع) وصیت می کند که اگر در دین سنت نیاکان خود را نمی توانی بپذیری تو خود درباره ی آن فکر و تحقیق کن و از خدا بخواه ترا در این جستجو هدایت کندتا در ورطه ی شبهات سقوط نکنی(5)

 این برخوردهای بلند نظرانه موجب می شد مردم در سایه ی اعتماد به نفس به تبادل افکار ارائه ی الگوها و نظریه ها بپردازند......

 

آزادی افراد و احزاب مخالف:

 

پایبندی حضرت به اصول آزادی ، در مرد مخالفین و حتی دشمنان آن حضرت بدون کوچکترین خدشه ای رعایت می شد.خلفای سابق برخی از بزرگان صحابه را به خاطر ترس فتنه انگیزی همیشه در مدینه زیر نظر داشتند ولی امام (ع) نه تنها این کار را نکرد حتی افرادی را که به فتنه انگیزی آنان مطمئن بود و یقین داشت که دست به توطئه میزنند آزاد گذاشته بود و هیچ برخوردی با آنها نمی کرد.

طلحه و زبیر نمونه های بارز این مدعا هستند که هنگام عزیمت به مکه از امام اجازه خواستند امام فرمود: ترجیح میدهم همین جابمانید ،ولی آنان اصرار کردند و گفتند که قصد عمره دارند .حضرت فرمود من که خوب می دانم شما قصد عمره ندارید و با نیت شر خود در صدد فتنه هستید ولی با این حال شما رابه ماندن در مدینه اصرار نمیکنم.(6)

احادیث مستند فراوانی وجود دارد که علی بارها قاتل خویش را معرفی کرد  . خود ابن ملجم که آن زمان از دوستداران علی بود گفت: اگر چنین است دستور بده تا مرا بکشند ،و اصحاب هم همین پیشنهاد را کردند ولی علی امتناع ورزید و فرمود: احکام دین درمورد اعمال ظاهر است و هنوز از او عمل خلافی سرنزده است.(7)

برخی از رفتارها که بسیاری از آنها بسیار زشت و توهین آمیز بود هیچکدام موجب نشد که امام با خشونت با آنها برخورد کرده یا دستور دستگیری یا زندانی کردن فردی را صادر نمایند.

بعدها هم که مشکلاتی در بیعت نکردن عده ای به خصوص مواجه شدند فرمودند:

                 " کسی که از روی اطاعت با من بیعت کرد پذیرفتم وکسی که از بیعت کردن با من امتناع ورزید اورا وادار به بیعت نکرده و رهایش ساختم."(8)ذکر منابع در ادامه ی مطلب 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:44  توسط اصلاح طلب | 

انتخابات: برداشت اول

 

داشتم مقاله ای را از یک دوست می خواندم که به تفکر اومانیسم و لیبرال متهم شده بود، رد صلاحیت و...... نصیبش شد ، میخواستم خودم مطلب دیگری بنویسم که تصادفا این شعر به یادم آمدL(تقدیم به همه ی عزیزان آزادی طلب در گذشته و حال که آنچه نصیبشان شد حق واقعیشان نبود)

 

آنجا که زبان سرخ است سرسبز نمی ماند

با این همه سبز من جز سرخ نمی خواند

 

باغی که طراوت را از جاری خون دارد

باغی است که گلبرگش پاییز نمی داند

 

عشق است و به معنایش تفسیر نشاید کرد

این قطره به دریایی نشناخته می ماند

 

از دایره ات ای عشق بیرون نروم هرگز

هرگونه که گردونم سرگشته بگرداند

.

.

آن شعله ی خرد اینک فواره ی آتشهاست

ایکاش ترا هم عشق اینگونه بگیراند

.

..........................................................................................

 

انتخابات: برداشت دوم

 

و این شعر هم برای کسانی که قولهای زیادی دادندو می دهند و بعد ناباورانه به صداقت وسادگی مردم خندیدند و می خندند:

  

میزی برای کار

کاری برای تخت

 

                       تختی برای خواب

                       خوابی برای جان

 

                                                 جانی برای مرگ

                                                مرگی برای سنگ

                                                                        سنگی برای یاد

                                                                               این بود زندگی....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:1  توسط اصلاح طلب | 

کلمه لیبرال در زبانهای اروپایی از کلمه لاتینی به معنای «آزاد»، گرفته شده است که به معنای « شایسته آزادمرد یا سخاوتمند» است. این کلمه بتدریج معنای بدی می‌یابد، بطوری که در آثار شکسپیر به معنای آدم « هرزه»  یا « ولنگار» است. این امر، البته، در اثر نگرشی است که کشیشان نسبت به « آزادی» دارند.

       کلمه « لیبرال»، در دوره جدید، رفته رفته معنای قدیم خود «آزاده» را با تمامی بارهای معنایی‌اش باز می‌یابد، یعنی آدم « گشاده‌دست» یا « کریم»و« سخاوتمند» و «گشاده نظر» و « دارای سعه صدر ».

      رابطه لیبرالیسم با مفاهیم آزادی، برابری حقوقی، حکومت، آزادی‌اندیشه، عقل‌گرایی، دین، و ترقی مورد بررسی است و نتیجه آنست که:

     « از دیدگاه لیبرالها، غرض اصلی از حکومت، پاسداری از آزادی و برابری و امنیت همه شهروندان است. درواقع، همین نگرانی عمیق لیبرالیسم برای آزادی فردی بوده است که الهام‌بخش مخالفت این اندیشه با آمریت مطلق شده است.

      اصل بنیادی لیبرالیسم ارزش اخلاقی و ارزش مطلق و کرامت ذاتی شخصیت انسان بوده است. بر اساس این اصل باید با هر فرد همچون غایتی فی‌نفسه رفتار شود و نه همچون وسیله‌ای برای پیشبرد اغراض و منافع دیگران... لیبرالیسم برای حمایت از حقوق افراد و اقلیت ها، اهمیت بسیاری برای محدود کردن قدرت حکومت قایل شده است. این حقوق به نامهای مختلفی، مانند « آزادیهای مدنی» و «حقوق طبیعی» و «حقوق بشر» معروف است. و طبق اعلامیه استقلال امریکا عبارت است از حق «زندگی و آزادی و تعقیب سعادت» و طبق اعلامیه فرانسوی حقوق بشر عبارت است از حق «آزادی و امنیت و مقاومت در برابر ظلم».
      روند اعتلای لیبرالیسم خود را در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد. در اصلاحیه‌های الحاقی آن آزادی دین، مطبوعات و تشکیل انجمن‌ها تضمین گشت و با رد و نفی تعیین کلیسای ملی پایه‌ای اساسی برای جدایی کلیسا از دولت یا به عبارتی دین از حکومت بوجود آورد. قانون اساسی آمریکا در رشد و گسترش لیبرالیسم در جهان نقشی بزرگ ایفا نمود. همچنین باید از انقلاب فرانسه نام برد که به سهم خود پایه‌های لیبرالیسم را استوارتر کرد. در سالهای بین
۱۸۱۵ تا ۱۸۷۰ لیبرالیسم با کمک طبقه متوسط در جهان غرب خود را تثبیت نمود و توانست حکومت‌های مطلقه یا استبدادی را کنار زده و لیبرالیسم را مستقر نماید. مرحله نخست این گسترش و استقرار را لیبرالیسم کلاسیک نامیده‌اند که در فرانسه اتفاق افتاد. در این مرحله همه انسانها برابر و آزاد شمرده شدند و حقوق مدنی برابر داشتند اما حقوق سیاسی‌شان برابر نبود. به عبارت دیگر برای رای دادن شرط ثروت تعیین شده بود که در نتیجه بورژوازی را به طبقه حاکم تبدیل نمود

                                           * * *

     روشن است که ایران نه مهد لیبرالیسم بوده و نه در گروه نخستین کشورهایی قرار دارد که لیبرالیسم توانست در آن ریشه دوانده و سایه آزادی بر مردمانش بیفکند. اما ملت ایران و بالطبع نخبگان سیاسی، فرهنگی آن در بیش از یکصدسال گذشته هرگز از تلاش برای دستیابی به لیبرالیسم و بهره‌ور شدن جامعه از دستاوردهای آن بازنایستاده‌اند.

   هنگام گفتگو درباره انقلاب مشروطه و قانون اساسی آن، بیشتر از این گفتگو می‌شود که بخش بزرگی از قانون اساسی (در ایران)۱۹۰۶ اقتباسی از قانون اساسی بلژیک است اما به سهو یا عمد ناگفته می‌ماند که قانون اساسی بلژیک خود دستاورد یک جامعه لیبرال اروپایی بود. به عبارت دیگر روشنفکرانی که سال ها پیش از انقلاب مشروطه در پی بیدارنمودن ملت بودند خود از میانه سده نوزده در اروپا سفر و زندگی نموده بودند و با اندیشه‌های آزادی خواهانه خردمندان و حقوق تضمین شده سیاسی و اجتماعی مردم آن کشورها که ناشی از حاکمیت سیستم لیبرال بود، آشنایی نزدیک داشتند و قصدشان ایجاد دولت و جامعه‌ای لیبرال در ایران بود که در آن تمامی مردم دارای حقوق برابر بوده و از مزایای کلیه آزادی‌های دولت لیبرال بهره‌مند باشند.

       نگارش قانون اساسی ۱۹۰۶ و تدوین اصول آن برپایه شرایط ویژه آن روز ایران شامل پذیرفتن حق رای برای مردان و ایجاد مجلس شورای ملی برای قانونگذاری و تفکیک قوای سه‌گانه و ایجاد انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در حقیقت پیاده کردن لیبرالیسم به روایت ایرانی بود.

                                       * * *

اما امروز اید ئولوژی حاکم بر غرب لیبرالیسم است . و امروزه به دلیل تغییراتی که در این تفکر به وجود آمده لیبرالیسم جامع همه ی مکاتب مادی پیش از خود گشته است و در حقیقت روح دین در این تفکر اصلا جایگاهی ندارد. در حقیقت  جهان بینی لیبرالیسم اومانیسم(اصالت انسان ) است . در مسئله ی اخلاق هم به رادیکالیسم(وجدان گرایی ) می پردازد.

      که در واقع به اخلاق راسل منتهی می شود :اصالت سودو نفع  به معنای اینکه هر کاری که به نفع شما باشد اخلاقی است و اگر به ضرر شما باشد غیر اخلاقی.

     شاید به نوعی بتوان لیبرالیسم را افلاطونی اندیشیدن دانست.از آنجا که افلاطون دیندار نبوده بسیار روی اخلاقیات تاکید داشته به طوری که برای حفظ وحدت در کشورداری دستور داده بود که هر چندین نفر یک همسر مشترک داشته باشند تا فرزتدان آنها نتوانند پدر ومادر خویش را تشخیص دهند وهمه برای اعتلای این خانواده بکوشند تاوحدت حفظ شود و از این قبیل.....

--------------------------------------------------------------------------------

فهرست منابع

 

بهمن امیرحسینی

کـتاب لیبرالیـسم ، معنا و تاریخ آن به قلم جان سالوین شاپیرو که محمد

سعید حنایی کاشانی به فارسی برگردانده است

رساله ی جمهور از افلاطون – سیاست از نظر افلاطون

تاریخ اندیشه های سیاس در غرب از دکتر ابولقاسم طاهری

                     

    

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 12:16  توسط اصلاح طلب | 

"بهمن ماه" که می شود دلم میگیرد.....

 

باوجود اینکه بعداز انقلاب به دنیا آمده ام وسالهای مبارزه را ندیده و تجربه نکرده ام ولی نمی دانم چرا ماه بهمن که میرسد سخت تحت تاثیر قرار میگیرم.

بارها آرزو کرده ام که کاش آن لحظات خون وقیام را با تمام وجود احساس می کردم وگاه از خودم می پرسم اگر بودم در کدام جبهه شمشیر می زدم؟؟؟.

هرسال بهمن که میشود برای اینکه بیشتر فضای آن روزها در ذهنم متصورومتجلی شود به "موزه ی عبرت "می روم

و

چه جایی است این موزه ی عبرت........

محلی كه تا واپسین روزهای حكومت پهلوی محبس و شكنجه‌گاه آزادمردان و شیرزنانی بود كه جرمشان تنها وتنها فریاد عدالتخواهی و آزادی و رهایی سرزمین مادری‌شان از زیر یوغ ظلم و ستم حكومت جابر و آلت دست بیگانه بود واکنون نزدیک به دوسال است که به موزه ی عبرت تبدیل شده است..
در همان بدو ورود به موزه، سردی و سنگینی، در بزرگ آهنی، تداعی محلی مخوف را میکند،ووقتی نام پیشین این مکان را به یاد می آوری این خوف نیز فزونی می یابد"کمیته یمشترک ضد خرابکاری".

 

وارد که می شوی سرمای منقبض کننده ای سرتاپای وجودت را در برمیگیرد وانگار این درودیوار سلوها باآدم حرف میزنند.

باورکنید وقتی قدم به اتاق شکنجه گذاشتم اصلاصدای راهنما را نمی شنیدم.فقط صدای فریادها و ناله های زندانیان سیاسی بود که از درو دیوار آن شنیده میشد.صدای مظلومانه ی زنان  ومردان دربندی که جز خدا در جلوی دیدگانشان نبود.آنها که ضربه های سخت شکنجه گران را بر بدنهای زجر کشیده ی خویش پذیرفتند و برای امام و ولایت دعا کردند.

تصاویر زندانیان در طبقه ی همکف باچشمانی منتظر و امیدوار به پیروزی در حال نگریستن بودنداحساس شرمندگی خاصی را در وجودت پدیدار میکرد....

 

ومیدانم روزی اینجا مسلخ قربانیان عاشق میهن  بوده است.روزی قدمگاه آنها که فقط خودشان را ندیدند و آنچه دیدند حبل المتین فردایشان شد..

 

باورم نمی شد روزی شریعتی منادی عزت و آزادی در آن سلول تاریک و کوچک زیر بار شکنجه دست از اعتقادش نکشیده باشد...

سلول مقام معظم رهبری، آیه اله طالقانی..

 

و سیل اشک است که فقط در آن لحظه می تواند احساساتم را به تصویر بکشد ومن........

بهمن که می شود دلم می گیرد..........

 

تصاویری از زندان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 12:31  توسط اصلاح طلب | 

 

"هتک آبرو وتخریب افراد صحیح نیست"

 

                                                      ( مقام معظم رهبری)

 

من اگر بنشینم ، تواگر بنشینی، چه کسی برخیزد     من اگر برخیزم، تواگر برخیزی همه برمیخیزند

 

با نزدیک شده ن به مهمترین مسئله ی  کشوری که در حال حاضر همه ی دولتمردان را به نوعی مشغول ساخته برآن شدم تا توصیه های رهبری را نسبت به این موضوع که در سخنرانی اخیر خویش در استان یزد ایراد فرمودند،بیاورم.

موضوعاتی که ایشان درارتباط با "انتخابات" بیان نمودند از این قرار است:

 

 

 

-         ایشان با تاکید برضرورت پرهیز از تخریب نامزدهای انتخاباتی وتوصیه ی مردم به انتخاب افراد اصلح ، انتخابات را میدان بزرگی برای نشان دادن بصیرت ملت ایران دانستند.

-         با اشاره به اهمیت فراوان انتخابات هشتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی ، حضورگسترده ی مردم در این انتخابات ، تلاش برای شناسایی وانتخابات نامزدهای اصلح ومراعات رفتار صحیح انتخاباتی وپرهیز از تخریب نامزدهای راضروری دانستند .

-         انتخاب بهترین نامزدهای انتخاباتی با رای مردم را زمینه ساز تشکیل مجلس موردنیاز کشور خواندند وخاطرنشان کردند: درشناخت نامزدها ،نباید تبلیغات رنگین ومتنوع وباوعده های بزرگ وغیرعملی عمران وآبادانی راملاک قرار داد چرا که اینگونه کارها وظیفه ی دولت است نه نماینده ی مجلس.

-         ایشان با توصیه ی موکد به نامزدهای انتخاباتی و علاقه مندان آنها درباره یرهیز از هرگونه بداخلاقی ،تخریب،وتهمت زدن افزودند: هتک آبرو وتخریب  افراددرشبنامه ها،مطبوعات ، پایگاه های اینترنتی ودیگر وسایل به هیچ وجه صحیح وبه مصلحت نیست واینجانب درخواست واصرار دارم که علاقمندان نامزدها فقط به تبلیغ و تعریف از افراد مورد نظر خود بپردازند واز روشهای تخریبی معمول در برخی کشورها به شدت پرهیز کنند.

-         ایشان مردم سالاری دینی را،شیوه ای بدیع و تازه خواندند وبا اشاره به چها رچوبهای مختلف نظامهای دمکراسی در جهان افزودند : ملت ایران به علت ایمان پروردگار ، چارچوب دموکراسی خود را اسلام قرار داده است و مردم سالاری دینی واسلامی را به مردم عرضه کرده است وملتهای مسلمان نیز به همین دلیل ،به چشم عظمت به ملت ایران نگاه می کنند.

 

 

"هتک آبرو وتخریب افراد صحیح نیست"

 

                                                      ( مقام معظم رهبری)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 23:43  توسط اصلاح طلب | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اینجا در قلب من حد و مرزی
برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو
زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب
می تواند نفس بکشد؟؟؟
مگر می شود هوا را از
زندگیم برداری و من
زنده بمانم؟؟؟
بگو معنی تمرین چیست؟؟؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟
بریدن از خودم را؟؟؟....(متی ترانا و نراک)


........

به جز حضور تو هیچ چیز این
جهان بیکران را جدی نگرفته ام
حتی "عشق" را


التماس دعا
_

ایمیل نویسنده

free23barg@yahoo.com

پیوندهای روزانه
رهگذر آرام
هاشمي ديروز،هاشمي امروز
شاید که آینده از آن ما...
از هردری سخنی
الربیع
آب و آتش(نوشینه)
باز هم توتم پرستی
پیه سوز 2
وکیل جوان
الكتب الالكترونية كل انواع الكتب الالكتروينة توضع هنا
عربی دلیل المصطلحات
بی گناهی کم گناهی نیست در قاموس عشق
عاشقانه ها
وبلاگ رسمی پیام مجرد همدانی
صدایی که رساست
جزیره قشم
خبر از اول
فقط اصلاحات
دل نوشته های یک خسته(محمد خسته از مردم)
"استاذنا (آیت الله شیخ جواد مروی)"
عقیده اسلامی
چگونه ایران را بسازیم؟
هشیوار
دختران با حجاب
خرداد پرحادثه
شهاب آسمونی
اینک میان دو هیچ
با اینا خستگیمو در می کنم
سیاست و روابط بین الملل
صدرا
نون و خودنویس
روانشناسی شخصیت
تماشاگر
سیاست ایران
فرزند کویر
درد واره ها(وب نوشته های عباس رضوانی)
زمهریر
دانشجویان اصلاح طلب
انتخابات ریاست جمهوری آینده
افکار مکتوب
ذاکر ولایت
فریاد قطره ها
کاکتوس
این حرفها
کاکو شیرازی
تتهای و آزادی
قصه های خدا
گیله مرد!
اصلاحات سلام
فریاد بی صدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
آرشیو موضوعی
مشروطه
لیبرالیسم
مدرنیسم
امانیسم
آزادی
متفرقه
معرفی کتاب
نظریه ولایت فقیه
اجتماعی
خاطره
مقاله
سیاسی
پیوندها
دفتر آیه الله خامنه ای
آیه الله خامنه ای- لندن
سایت رهبری
آیه الله سیستانی
مسجد جمکران
آیه الله حکیم
پایگاه کربلا
حج
پایگاه اطلاع رسانی امام موسی صدر
هیات وبلاگ نویسان ایران
سید ابراهیم نبوی
شهیدآوینی
حوزه ی دانشجویی شهید بهشتی
کلام دوست
آیه ی نور
وب سایت شخصی محمد علی ابطحی
فال حافظ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست